محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

513

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

برداشته شخصى را كه در آن نهانخانه بود بيرون كشيد و بعد از اندك سياستى ، شرح كيد و مكر آن ملحد بىدين را ظاهر ساخت . و پادشاه بسيار از اين كار آزرده و نادم گشته دفع و رفع مزدك را با اتباع ، به رأى و تدبير انو شروان بازگذاشت و انو شروان شخص « 1 » مذكور [ را ] به آتش افكنده نزد مزدك رفت و به معاذير دلپذير آن سگ همه گير را از خود تسلى ساخت و التماس نمود كه چون تقصير بىحد از من صادر شده ، اراده دارم كه به تلافى مافات قيام نمايم . اكنون استدعا مىكنم كه از وجوه اتباع و اشياع خود ، هر كرا صلاح دانى ، فردا به فلان باغ حاضر گردانى « 2 » ، تا من به لوازم كشيدن ترجمان و مهمانى و آنچه لايق حال باشد به تهيهء اسباب آن پردازم و آن سگ مردود ، قبول اين روش « 3 » [ 281 ] كرده انوشروان با هزار نفر از ملازمان يكجهت خود مقدمه كرد و روز ديگر صباح ، اسباب و آلات طبخ و مهمانى بباغ برده ، منتظر قدوم شرارت لزوم مزدك بود كه بيكبار آن مردك با چهار صد كس از مخصوصان خود به آن باغ درآمد و پس از اندك زمانى برخاسته با توابع به سير باغ و گشت چمن پرداختند . درين اثنا ، آن هزار كس مانند بلاى ناگهان بباغ « 4 » درآمده دست به تير و كمان و تيغ و سنان برده در يك لحظه مجموع آن ملاعين را دستگير كردند و سرنگون تا كمر در خاك كردند و جهان را از آلودگى وجود اين جماعت مردود پاك ساختند . و همچنين در عهد اسلام ، در زمان سلطنت سلجوقيان ، حسن صباح ، در ديار ديالمه و رودبار ، خروج كرد و بسيارى از مردم آن حدود را ، از طريق شرع قويم

--> ( 1 ) - م : تدبير انوشيروان شخص ( 2 ) - د : گردى . ( 3 ) - م : اين معنى . ( 4 ) - م : درين اثنا به باغ .