محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
509
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
به اكل شجرهء منهيه و از دار الخلود بهشتش [ 279 ] درين خاكدان محنت سرشت انداخت « 1 » و ديگر فتنهء هابيل و قابيل كه اول خونى كه از فرزندان آدم بر زمين ريخته شد خون هابيل بود . غرض از ايراد اين مقدمات و ايضاح اين مقالات آنست كه معلوم گردد كه از مبتداى « 2 » فطرت ، تا منتهى خلقت ، فيما بين شيطان و اتباع و فرزندان آدم و اشياع ، طريق عداوت و شيوهء خصومت ثابت و قايمست و آثار اين صفت ، تا قيام قيامت ، مستمر و دايم و پيوسته بموجب « لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ » « 3 » ، شيطان با متابعان ، در هر زمان و مكان ، شخص ابليس طينتى را تربيت و تقويت كنند و به اضلال و اغواى جماعتى از عوام كالانعام پرداخته بازار فسق و فجور و سلسلهء فتنه و فتور گرم سازند . و مردم را از طريق دين مبين و سبيل شرع و ملت مستبين ، در وادى ضلالت و گمراهى اندازند چنانچه در سوالف « 4 » قرون و دهور و خوالف « 5 » اعوام و شهور ، در هر عصر از اعصار ، يكى ازين ملاعين بد كردار در بعضى بلاد و ديار خود را در لباس شعبده و فريب بمردم نمايند ، ابواب فتنه و فساد ، بر روى خلايق گشوده به افسانه و افسون و نيرنگ و فنون با خلايق از راه دعوى بىمعنى در آيند . چنان كه در قرون ماضيه ، در ولايت چين ، مانى نقاش ، كه در فن نقاشى و تصوير سرآمد اهالى آن سرزمين بود « 6 » و اين صفت را بسرحدى رسانيده كه ارباب اين فن را از اتيان بامثال تمثال او ، اعتراف به عجز كردند و آن ملعون دقايق آن فنون را معجزهء خود ساخته دعوى نبوت كرد و از جملهء معجزات و كارنامهء او يكى اين بود كه بر زمين مسطح دايرهاى به انگشت رسم مىنمود كه قطر آن دايره ده زرع بود و در هنگام اسب تاختن نوك نيزه بر مركز دايره فرو مىبرد و ديگر حوضخانهاى
--> ( 1 ) - م : انداختن ( 2 ) - م : مبداء ( 3 ) - سورهء 38 آيهء 82 ( 4 ) - م : سوايف ( 5 ) - م : خوايف ( 6 ) - م : است