محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

508

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

ارباب نخوت و غرور و آن سرحلقهء اصحاب قبايح و شرور ، كه زبان تكبر به لاف كلمهء « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ » « 1 » ، گشود و سر اطاعت و انقياد از اين امر تافته جبين خضوع بر زمين خشوع نسود . لا جرم گردن استكبارش به غل ، « فَإِنَّكَ رَجِيمٌ » « 2 » ، و رقبهء جحد و انكارش بطوق « وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ » « 3 » مغلول و مطوّق گرديد . در آن حال آن پيشواى اهل ضلال ، به زبان تضرّم « 4 » و ابتهال گفت ، الهى اگر من به مجرّد اين يك نافرمانى از ساحت قرب مردود و مطرود گشتم ، جزاى اعمال چندين هزار سال كه پيرامون سرادقات جلال و گرد سرا پردهء كمال بجاى آوردم و به رياست و تقدّم چندين هزار ملك مخصوص بوده طريق عبوديت سپردم و رسم بندگى بجاى آوردم چه شد ؟ خطاب مستطاب رسيد كه جزاى اعمال درين سرا متصوّر و پاداش افعال درين دنيا مقرّر نيست ، « فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ » « 5 » ، يعنى تو از مهلت داده شدگانى تا روز قيامت كه هر كسى بجزاى اعمال خود خواهد رسيد . پس ابليس بار ديگر بر زبان آورد كه : خدايا چون بواسطهء ترك سجدهء آدم مرا از درگاه عزت خود راندى و از شادروان قرب و حضورم دور كرده در وادى بعد و حرمان ماندى ، به عزت و جلال تو كه هر آينه فرزندان آدم را در بيداى گمراهى و غوايت اندازم و درتيه ضلالت و بيابان شقاوت سرگشته سازم مگر بعضى از ايشان كه به تشريف « إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » « 6 » ، ممتاز و مستثنى گشته باشند . و اول عداوتى كه شيطان از روى عناد نسبت به آدم و اولاد ، به فعل آورد فريب او بود

--> ( 1 ) - سورهء 38 آيهء 76 ( 2 ) - سورهء 15 آيهء 34 ( هر دو نسخه « انك » به قياس قرآن مجيد تصحيح شد ) ( 3 ) - سورهء 38 آيهء 78 م : ( ان لعنتى عليك ) به قياس قرآن مجيد تصحيح شد ( 4 ) - كذا : ظاهرا : تضرع مناسبتر است ( 5 ) - م : سورهء 15 آيهء 37 و 38 ( 6 ) - سورهء 15 آيهء 40