محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

507

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بود ، با ساير جهات و اسباب كه همراه داشت ، بدست ملازمان مهديقليخان درآمد [ 278 ] و آنها را با ديگر اشياء نفيسه كه كثيب كرده بودند و سرهاى كشتگان بدرگاه سپهر آستان فرستاد و شاهوردى با حال پريشان ، نادم و پشيمان روى بوادى يأس و حرمان نهاد و بعد از طى اندك مسافتى ، لرانى كه با او دم از موافقت و مرافقت ميزدند ، چون او را چنان مفلوك و بىسامان ديدند ، مانند بخت ازو برگشته ، موافقت بمخالفت بدل گرديد و بعضى از آن مردم ، ملازمت درگاه مهديقليخان اختيار كرده باقى به سلطان حسين برادر شاهوردى پيوستند و با كوچ و بنه به ايل و الوس ملحق گشتند و شاهوردى با معدودى چند ، آزرده و مستمند سر در بيابان ناكامى و بيداى بىسرانجامى نهاده ، بوادى گمنامى شتافتند و مردم آن ولايت ، تا غايت كه تاريخ دوازدهم شهر رجب سنهء اثنى و الف است ، از آن گمشده نامى و نشانى نيافتند . ذكر شمه‌اى از كيفيت احوال شقاوت مآل ملاحده لعنهم اللّه و بيان انقلاع شجرهء ملعونهء آن زمرهء كفرهء شيطان صفت گمراه . مفسّران كلام معجز نظام ربّانى و مكاشفان نكات بلاغت آيات قرآنى ، در تفسير آيت وافى درايت « إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » « 1 » الآيه ، اين معانى بر لوح بيان نگاشته‌اند كه چون طنطنهء ظهور و دبدبهء بروز ابو البشر عليه السلام اللّه الملك الاكبر ، در صوامع ملكوت و مجامع افتاده ، ملائكهء كرام به فساد و سفك دماء قايل شده گواهى دادند و خداوند سبحانه ، بلثام « إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ » « 2 » ، دهان دعوى ايشان را بسته ، زبان جرأت ايشان را كوتاه گردانيد و بالجمله چون ذات جامعة - الصفات آدم عليه السلام ، بموجب امر الهى مسجود زمرهء ملائكه گشت ، اصناف ملك ، و مقيمان زواياى فلك ، به مأمور به قيام و اقدام نمودند مگر آن سرهنگ

--> ( 1 ) - سورهء 2 آيهء 30 ( 2 ) - سورهء 2 آيهء 30