محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

465

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و فرمانروائى كشور گيلان من حيث الاستيلاء و الاستقلال متمكن گرديد ، همواره با منتسبان اين دودمان ولايت‌نشان طريق اعتقاد و اخلاص بقدم ارادت سپرده دقيقه‌اى از دقايق هواخواهى و اختصاص بهيچوجه نامرعى نگذاشت . و برين قياس چون تخت خلافت و اورنگ سلطنت ممالك ايران بذات معلى مكان پادشاه سكندر اساس شاه عباس مشرّف و مزين گشت ، خان احمد همان قاعدهء قديمه و سلوك طريق [ 256 ] مستقيمه را مراعات نموده لواى يكجهتى و يكرنگى به اوج فلك - الافلاك برافراشت و درين مدت ، امرى كه مخالف آداب مصادقت و خارج از قواعد موافقت و متابعت بوده باشد پيرامن ضمير او نگشت و شمه‌اى از آثار خلاف و عناد و مقدمه‌اى از مقولات فتنه و فساد ، از توابع و لواحق او نيز بظهور نيامد تا در آن اوان كه موكب نصرت دليل ، بصوب دار الارشاد اردبيل نهضت نموده ظلال چتر اقبال بر ساحت ولايت طارم و خلخال افكند ، و امراء و اكابر و اهالى آن حوالى بمراسم خدمات لايقه و كشيدن پيشكشهاى رايقه به قدر مقدور و نحو ميسور قيام و اقدام نمودند و در حين مراجعت بحسب اتفاق ، عبور موكب شهريار آفاق بر موضع ديلمان كه از سرحد مملكت گيلانست واقع شد و دو سه روز در آن حدود ، بامر بهجت آثار صيد و شكار اشتغال فرموده از خان احمد آثار مردى و مروت و آداب مهمانىدارى و فتوت بظهور نرسيد ، بلكه صورت امرى چند متوقع كه دلالت بر تغيير وضع او ميكرد و مشتمل بر عدم اتفاق و مشعر بوجود كينه و نفاق بود ، در آيينهء وقوع روى نمود . لا جرم غيرت و حميت پادشاهانه اقتضاى آن فرمود كه فوجى از لشكر قيامت حشر ، بل موجى خطرانگيز مانند بحر خزر روى به گيلان نهاد و از صدمت « 1 » اين ، زلزله در بنيان قصر تمكن و استغناى خان احمد افتاده ، از آن تقصيرات بغايت نادم و پشيمان گشته چاره‌اى بجز اين نديد كه دست توسل بذيل عاطفت لطف عام نواب سپهر

--> ( 1 ) - م : صدمه .