محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
466
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
احتشام زده زبان بيان بمعاذير دلپذير بگشايد اما اثرى و نتيجهاى بر ترتيب « 1 » مقدماتش مترتب نگرديد و بهيچوجه شكلى كه منتج اطمينان خاطر و موجب تسكين قلب فاترش تواند بود بهم نرسيد و چون از تغيير اوضاع و اخلاقش اكثر امراء و اكابر گيلان ازو دلگران و خاطر پريشان بودند ، تصور جنگ و جدال و توهم مقابله و مقاتله با جنود بهرام خصال ، در آيينهء خيال نديدند . لا جرم خان احمد دل از حكومت گيلان برداشته رخت اقامت و قرار ، در كشتى هزيمت و فرار نهاده بادبان عزيمت برافراشت و به قصد مملكت روم از راه دريا متوّجه آن مرز و بوم گرديده ملازمت خواندگار و اعانت و امداد از اركان دولت آن خسرو عاليمقدار با خود مقرّر داشت و بعد از طى مسالك و وصول بدار الملك آن ممالك و حصول ملاقات با وزراى معظم ، به سياوش پاشا كه ركن اعظم وزراى اربع و در رفعت مكان اعلى و ارفع بود متوسل گرديد و حقيقت حالات و كيفيت مهمّات خود را مشروحا مفصلا معلوم رأى سياوش پاشا گردانيد و پاشاى مشار اليه بادى الرأى تعهد و تقبل تمشيت مهمّ خان احمد كرده قرارداد كه لشكرى غير مغلوب ، مصحوب يكى از پادشايان « 2 » شجاعت دستگاه به گيلان فرستد تا آن مملكت را از تصرف امراى عظام قزلباش انتزاع نموده زمام اختيارش بدست اقتدار او سپارند و خان احمد بار ديگر پيرانه سربا نو عروس پر زيور كشور گيلان معانقه فرموده دست وصال در گردن اتصال آورد . اما حصول اين آرزوى محال و وصول به اين تمناى بعيد آلامال ، بىپرتو آفتاب شعور نوّاب خواندگار و بىصدور اشاره عليّه آن خسرو كامكار رفيع مقدار صورتى بود كه در مرآت ضمير عكس پذير نبوده و در آيينهء روشن خيال مثال آن تمثال روى نمىنمود . بنابرين ، مدتى حصول اين مأمول در عقدهء تأخير و تعويق ماند [ 257 ] و بواسطهء عروض موانع و زبونى طالع ، جواب مسئول كسى بر زبان نراند تا بعد از
--> ( 1 ) - م : به ترتيب . ( 2 ) - م : پاشايان .