محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

452

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

حوالى هر ديار و بلاد كه سايهء چتر فلك پيرايه افتاد ، حكام و اهالى آن مقام بازار و محلات را آذين بسته با نثار و پيشكش تمام بلوازم استقبال قيام نمودند . و چون آوازهء توجه نواب حسينى انتساب بصوب دار الملك ممالك عجم راست گرديد ، اكابر و اعيان و بزرگ و كوچك بلدهء فردوس رتبهء اصفهان عشاق صفت همه با ساز و نوا و نفايس و اشياء بىمنتها ، بمراسم استقبال پادشاه سكندر اقبال استعجال نمودند و ساير خلايق از سوقيه و آحاد الناس از هر شعبه و فرقه ، كويها و گذرها و سر كوچها را با تمامى بازار و محلات آذين بسته هر صنف « 1 » فراخور حال و مناسب احوال خود صور غريبه و تمثالات عجيبه ، در نهايت زيب و زيور و زينتهاى غير مكرر بعرصهء ظهور آوردند و پس از ورود و نزول آن خلاصهء احفاد رسول بدولتخانهء باغ نقش جهان كه هر چمن از آن روضه‌ايست از رياض جنان ، مقيمان و متوطنان و جمهور سكنهء آن بلدهء جنت‌نشان از جهت دفع عين الكمال از ساحت وجود كامبخش كامران ، بسامان دادن اسباب [ 249 ] چراغان و افروختن شمعهاى كافورى عنبر دخان روى همت نهادند و هر صور و اشكال كه امثال آن بكمك خيال بر لوح مثال مرقوم تواند بود و آنچه بر تختهء خاك و اوراق مجموعهء افلاك بقلم ابداع و رقم اختراع منقش و مرتسم تواند گشت و نمونه و مثالى و صورتى و تمثالى از آن بر سطح وقوع و عرصهء شيوع آورده پرده از روى آن گشادند و غرابت آن صور اشكال و تعجب آن نمونه و مثال بمثابه‌اى بود كه عقل فعال كه مصور تصاوير كاينات و مدبر امور حدود و جهات ممكنات است از اتيان بامثال آن مثال ، اقرار بعجز و اعتراف بجهل آورد كه تا شمع كواكب در لگن سماوات فروزان و چراغ ثوابت در انجمن سيارات سوزان است ، در هيچ بلدى از معظمات بلاد عالم ، و در هيچ عصرى از اعصار بنى آدم اين نوع چراغان كسى نديده « 2 » و به اين زينت و آراستگى مجمعى هيچ جوانى از پيرى نشنيده غالبا « 3 »

--> ( 1 ) - م : صف ( 2 ) - م : نديد ( 3 ) - م : و غالبا