محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
441
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
عليه الصلاة و السلام بدست تقليد برافراخت و طلاى مهرى مهر اهل بيت را روكش نقد قلب كم عيار خود كرده و اين مصراع را كه : « با آل على هر كه در افتاد برافتاد » سكهء آن نقد مغشوش ساخت و بتصور آنكه زر ناسرهء نارواى « 1 » خود را در راست بازار صيرفيان دين متين رايج و جارى سازد و بر سر چهار سوق جوهريان ملت مستبين لواى « إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ » برافرازد ، بنابر مصلحت وقت به اين مضمون قايل شد و تصديق اين مقدمه نمود و بتوسط ايلچى زبان دان « 2 » پيغام داد كه اين معنى نزد اين جانب محقق و معين گشته و بدلايل عقلى و برهان نقلى مبرهن گرديده كه هر كه با اهل بيت نبى و آل على صلوات اللّه و سلامه عليهما اظهار خصومت و عناد مىكند ، عنقريب نهال آمال و شجرهء اقبالش به هبوب صرصر نكبت و ادبار و تندباد محنت و اضرار از بيخ و بن برآمده مستأصل ميگردد ، و كسى كه طريق متابعت و موافقت اين زمرهء كريمه و فرقهء ناجيه بقدم محبت و مودت سپرده ، ايشان را مقتدا و مهتدا ميداند ، هر آينه در دنيا منظور نظر الطاف الهى گشته بر سرير « 3 » « إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ » « 4 » متمكن و در عقبى ملحوظ اثر اعطاف نامتناهى [ 243 ] گرديده ، بر مسند با تمكين « مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ » « 5 » متكى و مستقر خواهد بود و بر ما بلكه بر عالميان ظاهر است كه نخبهء نجيبهء دولت و سلطنت تو از بوستان اهل بيت نبى ، و نخلهء « 6 » كريمهء شأن و شوكت و نوباوهء عظمت و جلالت تو از نخلستان آل على است و هر كه با تو در مقام خلاف و نزاع است و نسبت به تو طريق عناد و نفاق مىپيمايد ، عاقبت از سرير عزت و رفعت بر خاك خوارى و مذلت افتاده رقوم « خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ » « 7 » بر جبين حال و ناصيهء اقبالش خواهند كشيد و صحيفهء اعمالش بنقوش « أُوْلئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ وَ هُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ »
--> ( 1 ) - م : نادانى ( 2 ) - م : زبان داد ( 3 ) - م : بر سر ( 4 ) - سورهء 44 آيهء 19 ( 5 ) - سورهء 76 آيهء 13 ( 6 ) - م : نحله . ( 7 ) - سورهء 22 آيهء 11 .