محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

429

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و اساس تألف و اتفاق را كه مانند كاخ دولت ايشان سست نهاد و چون قصر اقبالشان پست بنياد بود ، بدست مكر و حيل منهدم و مختل ساختند و ايلچى ديگر فرستاده همان مقدمات اوايل ، كه مضمونش بعضى مشعر بر ارتكاب جنگ و جدال و برخى مبنى بر استحصال يگانگى و اتحاد بود به ايراد و ايصال او پرداختند به اين منوال كه اگر چنانچه بساط مصالحه بقاعده‌اى كه ميانهء پادشاهان مغفرت پناه ، سلطان حسين ميرزا بايقرا و اوزون حسن تركمان منبسط بود ، بدستيارى « الصلح خير » ممهد و مشيد ميفرمايند ثبت المطلوب ، و الا به حكم « لا ملك الا بالسعى و الحرب و لا ظفر الا بالطعن و الضرب » ، مقام جنگ و جدال و مكان حرب و قتال تعيين فرمايند و اين داعيه خود مطلوب غازيان شجاعت كردار و مرغوب خاطر دليران معركهء كارزار بود ، ليلا و نهارا آرزومند و مشتاق آن بودند كه اين صورت از مكمن قوت ، بحيز فعل آيد تا آنچه در وراى پردهء غيب مستور است ، در جلوه‌گاه شهادت ظهور نمايد و هر كه شايسته و سزاوار آن باشد كه مؤداى بشارت انتماى « يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ » « 1 » طراز خلعت اقبال و منطوق لازم الوثوق « وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ » « 2 » زيور كسوت آمالش گردد ، هر آينه بوصول اين عطيت و حصول اين موهبت از ما عداى خود ممتاز و سرافراز شود . شعر كسى را كه دولت كند ياورى * بود قابل مسند سرورى شود لطف حق شامل حال او * بگردون رسد چتر اقبال او بتأييد ايزد شود پادشاه * جهان را ز عدل آورد در پناه چو بر تخت شاهى شود سر بلند * كشد گردن خصم را در كمند چو خورشيد هرجا علم بركشد * به تسخير آفاق لشكر كشد

--> ( 1 ) - سورهء 30 آيهء 4 و 5 . ( 2 ) - سورهء 3 آيهء 13 .