محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

430

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

چو تيغ جهانگير خود در زمان * بگيرد جهان را كران تا كران اما بواسطهء آنكه موكب ظفر مآل مانند هلال اقبال روز افزون هر چند منزل به منزل پيش مىآمدند ، اوزبكان بخت وارون پس رفته طريق يوّلون الدبر « 1 » مىسپردند و مرحلى كه آفتاب دولت شاهى طى آن بماهى ميفرمود ، سيارهء بخت قمر سرعت ايشان به دو روز و كسرى قطع مينمود ، لاجرم شاهد مقصود هزبران جنگجو و دليران تندخوى بهيچوجه از وراى حجاب رخ نمينمود و گلچهر آرزوى فارسان ميدان جنگ و طالبان معركهء نام و ننگ ، از پس شادروان خفا ، نقاب از عارض [ نمىگشود ] « 2 » . القصه عبد المؤمن سلطان بواسطهء آنكه در بدايت حال ، نهايت احوال را برين منوال تعقل ننموده بود [ 237 ] و سوانح حالات را بدين صورت تخيل نفرموده و بمحض تصورات غلط و تفكرات فقط خود عمل كرده ، نهال آمالش ميوهء ندامت و دوحهء اقبالش ثمرهء ملالت بار آورد و آن مقدمات كه بر حسب تمناى خود ترتيب كرده بود ، تمامى بر عكس مرادش نتيجه داد و خيالاتى كه بر وفق آرزوى خاطر با خود درست داشته بود سراسر بخلاف اراده‌اش اتفاق افتاد . شعر ز بى فكرى اول غلط كرد راه * كه شد با چنين دودمان كينه‌خواه قرارى كه با خويشتن داده بود * نيامد از آنها يكى در وجود بنوعى دگر كرده بود او خيال * غرورش باينجا رسانيد حال ز خود بينى و عجب و پندار خويش * به پس رفت كارى نرفتش زپيش كسى كو بود سركش و خود پسند * مراداتش آيد كم اندر كمند و از بس اضطراب و تزلزل ضمير فاتر ، حواس باطن و ظاهرش پريشان گشته « 3 »

--> ( 1 ) - م : تولد مدبرين . ( 2 ) - هر دو نسخه : گشود . ( 3 ) - ظاهرا : كرده