محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

426

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

كه ابلاغ و ارسال آن باعث تشييد و استحكام قواعد محبت و اتحاد است به خدمت شريف و الا جناب سلطنت و جلالت اياب ، عظمت و حشمت مآب ، زيبنده تاج سلطنت و كامكارى ، فرازنده تخت ابهت و بختيارى معز السلطنة و الجلالة و العظمة و الاحسان عبد المؤمن خان شيد اللّه تعالى اركان سلطنته و جلالته و عظمته الى قيام الساعة و ساعة القيام مبلغ و مرفوع رأى و مشهود ضمير منير فيض گستر ميگرداند كه ملاطفات نامى و مفاوضات گرامى كه مشعر بر كمال صدق و صفا و مخبر از غايت محبت و وفا بود مجددا عزّ ورود يافت و چون از مضامين مصادقت آيين آن حصول اتحاد و يگانگى و رفع نزاع و بيگانگى مفهوم بود ، بهجت تازه و مسرت بىاندازه روى نمود و اشارتى كه در باب توجه بجانب هرات از راه جام فرموده‌اند و مبالغه آنكه جمعى كه در مشهد مقدس گذاشته‌اند بنابر مصلحت وقت است و به جهت جنگ و جدال نيست و آنكه از عساكر منصوره بدان جانب مضرتى نرسد و محاصرهء آن جماعت نمايند كه [ 235 ] مشهد مقدس به اولياى قاهره متعلق است و احتياج بمحاصره و جنگ و جدال نيست ، چون از فحواى مكاتبت ايشان نسايم صدق و راستى و شمايم محبت و دوستى استشمام نموديم محض خصوصيت و اتحاد مفهوم گرديد اعتماد بر نوشتهء ايشان فرموديم متعرض جمعى كه در مشهدند نشده عساكر نصرت مآثر را بمحاصرهء ايشان مأمور نفرموديم و به تسخير هرات نيز متوجه نشديم كه چون مكرر حكايت ايشان مشتمل بر صلح و صلاح رسيد و اظهار فرمودند كه خراسان بشما متعلق است . رايات نصرت آيات همايون ما را امسال ارادهء سفر خراسان نبود و قرار مهمات دار المرز را معوق گذاشته باستعجال تمام به خراسان فرموديم ، چنان كه مكرر شرح آن به خدمت سامى پيوسته شده بتكرار آن مصدع نميشويم و جهت مهمات دار المرز و آن حدود معاودت فرموده در آن قشلاق ميفرمائيم . اگر