محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

398

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

محبت انگيز ، برين نهج فيما بين قرار يافت كه آنچه از مملكت ايران كه به تصرف اولياى دولت خواندگار درآمده ، نوّاب سكندر اساس شاه عباس بر برادر زاده‌اش شاهزادهء خجسته سير ، سلطان حيدر كه منظور نظر تربيت خواندگار است مسلم دارد و ممالك آذربايجان و ساير بلاد مخصوص امراى عظام قزلباش باشد و بعد از اسقرار و استحكام بناى عهد ، قرا حسن با تحف و هداياى لايقه متوجّه پايه سرير فلك نظير گرديد و نوّاب والاجناب را بعد از رفتن قراحسن ، بتقريب سير و شكار بحدود ولايت قراداق اتفاق افتاد و حكام آن نواحى با پيشكشهاى ملوكانه و ساوريهاى بزرگانه به آستان بوسى شتافتند و پس از ادراك آن سعادت ، بخلعات مناسب سرافراز گرديده عنان رخصت بسوى منزل خود تافتند ، غير از شاهوردى خان ولد خليفه انصار ، كه از سبب بعضى تقصيرات كه از و صدور يافته بود هراس بىقياس به خود راه داده در يكى از قلاع آن جوانب متحصن شده بتشرّف تلثيم عتبهء عليّه مبادرت ننمود . جناب امارت مآب مقصود بيك ناظر ، به جهت آوردن او تعيين شد و موكب اقبال دليل بصوب خطّهء طيبهء اردبيل در حركت آمده و قرا حسن در آن مقام ملايك وطن بسعادت آستان بوسى استعساد يافت . ذكر عبور سپاه منصور ، و مرور موكب نصرت قران بحدود مملكت گيلان و در آمدن آن كشور به تصرف شهريار عدالت گستر چون توجه خاطر خطير و ضمير خورشيد تصوير پادشاه جهانگير از مراسم طواف مزار ملك مطاف اجداد عاليمقدار فراغت حاصل فرمود ، رايت نصرت آيت بصوب مستقر سلطنت ارتفاع يافت « 1 » و نواب سپهر ركاب به همعنانى فتح و نصرت و همراهى اقبال و سعادت ، بجانب دار السلطنه قزوين عنان عزيمت تافت . بنابر آنكه ذوق نشاط صيد و شكار ، بر طبع شهريار كامكار غالب بود ، در اثناى طى طريق بلوازم

--> ( 1 ) - م : داد