محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
399
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
آن شغل قيام نموده به اين تقريب عبور بر حوالى ولايت ديلمان كه سرحد مملكت گيلانست اتفاق افتاد . چون اين خبر به والى گيلان خان احمد رسيد ، بر مسند تكبّر و استغناء ، تمكّن ورزيده بملازمت مبادرت ننمود « 1 » و پيشكش لايق نيز ترتيب نداده « 2 » بدرگاه سلاطين پناه نفرستاد و وقوع اين قضيه نيز علاوهء تغافلهائى كه در باب ارسال امراى مرتد كرده بود گرديد ، لا جرم تنبيه و تأديب او لازم شده نخست جناب ركن السلطنه فرهاد خان را با بعضى از جنود ظفر ورود آن حدود ، به ديلمان فرستاد و خان والامكان بعد از وصول بموضع ديلمان شروع در ضبط و ربط آن سرحد كرد و جمعى در مقام مدافعت و ممانعت آمده مهم را بمنازعت و مخاصمت رسانيدند و اين خبر به خان احمد رسيده در صدد رفع اين قضيه نشد ، بلكه جوقى از جنگليان حيوان سيرت را بمظاهرت و معاونت اهالى ديلمان ارسال نمود و چون فرهاد خان ديد كه گيلانيان بر سر نزاع و پرخاشند و مهم منجر بفساد كلى ميگردد ، قاصدى بدرگاه معلى مرسول داشته صورت حال و كيفيّت احوال معروض داشت و نواب كامياب به اجتماع سپاه ظفر پناه اشاره فرموده خود هم بنفس شريف سايهء التفات بر آن حدود انداخت و چون والى گيلان از توجّه نوّاب شهريار صاحبقران خبردار گرديد ، خيل غم و اندوه و سيل محنت والم [ 221 ] كوه تا كوه احاطهء شهربند وجودش گرديد « 3 » ، سراسيمه و حيران و مضطرب و پريشان ، باحضار ارباب عقل و كياست و اصحاب فهم و فراست فرمان داد و پس از اجتماع اين فرقه ، قرعهء مصلحت و مشورت در ميان انداخته ابواب صلاح و كنكاج بدست تدبير و تفكّر برگشاد و آن جماعت را يقين بود كه اگر آن سيل بنياد كن و آن طوفان بنيان فكن به آن ولايت سرنهد ، هر كه در آن ملك « 4 » هست ، بهزيمت بار بر خر نهد و از آثار تيغ آتشبار صاعقه كردار يلان ، و جلادت و جرأت مبارزان تهمتننشان ، تمامى مملكت گيلان از
--> ( 1 ) - متن و نسخه ثانى : نمود ( 2 ) - د : داده ( 3 ) - م : كرده ( 4 ) - م : مملكت