محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

397

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

شهر شده و چندگاه در منازل جنت‌نشان باغ نقش جهان ، ابواب عيش و عشرت مفتوح داشته بناى كار بر تجرع بادهء خوشگوار و صحبت ساقيان سادهء خورشيد عذار نهاده و چون ضمير انور و خاطر ضياگستر را از آن وضع مكرر شائبهء ملالى « 1 » حاصل شد هواى دلگشاى بلدهء طيبهء دار العباد يزد و صحبت نوش لبان ناهيد سيماى آن خطهء عشرت فزاى عنان ميل خاطر نواب سپهر ركاب به آن طرف كشيد و روزى چند ، در آن بلدهء فردوس رتبه كه خظ كامل از صحبت آن پريوشان حورا مماثل بكام دل حاصل فرمود ، در ضمان لطف ملك منان بدار السلطنهء اصفهان مراجعت فرمود و در آن مقام جنت آرام دو روزى مكث فرموده در اوايل اسفند ماه سنهء مذكوره ، به ايلغار متوجه تختگاه سلطنت گرديد و از آنجا احرام طواف روضهء ملك مطاف حظيره مقدسهء و دار الارشاد اردبيل بسته آن عزيمت تصميم يافت و بعد از تشرّف بشرف زيارت آن كعبهء آمال ، ايلچى از جانب جعفر پاشا حاكم تبريز آذربايجان بدرگاه گيتى پناه آمده هدايا و تبركاتى كه به رسم نياز آورده بودند بوسيلهء مقربان بارگاه جلال گذرانيده معروض داشتند كه از پايهء سرير اعلى و سدهء آسمان اعتلاء خواندگار ، اشاره عليّه برين نهج صدور يافته كه يكى از مقربان بارگاه شاهى كه محل اعتماد پادشاه و مورد اعتقاد امراء و سپاه باشد ، به تبريز خرامد تا بار ديگر باستحكام بناى مصالحه و استقوام اركان معاهده پرداخته بنيان عهد و داد و پيمان محبت و اتحاد بشرايط ايمان و قواعد ايمان مؤكد و مشيد گردد . بنا بر رفع دغدقه و تفرقهء خاطر ايشان مقرر شد كه امارت پناه ايالت دستگاه قرا حسن كه درين زمان عمده و سرآمد قوم استاجلوست ، به تبريز رود و طريق صلح و صلاح بنوعى كه مرضى خاطر طرفين باشد قرار داده خاطرها را مطمئن سازند و بعد از وصول قرا حسن [ 220 ] به تبريز و طرح صحبتها و ضيافتهاى

--> ( 1 ) - م : ملال