محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
396
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
شهريار كشورآراى ، از مستقر سلطنت تختگاه ابهت و عظمت ارتفاع يافته سايهء هماى چتر فلك ساى ، بر ساحت دار السلطنهء اصفهان افتاد و پس از وصول به آن حوالى ، فرمان لازم الاذعان شرف اصدار يافت كه اهالى بلوكات و قرى و مواضع قريهء آن قريهء آن خطهء جنت قرينه ، جرگه كرده از اطراف و جوانب جانوران شكارى رانده در موضع چال سياه جمع سازند . حسب الحكم [ 219 ] قضا اقتضا ، خلق بسيار از شهر و نواحى بيرون آمده جانور بيشمار از اطراف و اقطار رانده در موضع مذكوره قمورقا ، دست بهم داده اما بحسب اتفاق زمستانى بود كه كسى از مردم آن سرحد هرگز به اين سردى زمستانى « 1 » نشان نميداد و به اين خنكى و برودت هوا ، در هيچ تاريخ زبان بتعريف سرما نميگشاد و هر كه دست از آستين بيرون كردى مانند پنجهء مرجان خون « 2 » در رگ و پى ميفسرد « 3 » و دمهء زمهرير بمثابهاى تند ميوزيد ، كه مانند استره حلّاق موى از روى مىسترد . آتش از صعوبت سرما در جوف سنگ و آهن جاى كرد ، اما از استيلاى برد و شدت هواى سرد ، در آن مكان فرو مرد ، و آفتاب جهانتاب را با وجود افراط حرارت لرزه بر اندام افتاده و بارانى سحاب در سر و بر پيچيده راه حجرهء مغرب را بطريق عجلت مىسپرد . القصه ، از صعوبت سرما و شدّت برودت هوا ، خيلى از مردمى كه جانوران شكارى ميراندند ، در درهها و مغارهها فسردند و در هر طرف ، چند كس از پاى در آمده از تاب سرما مردند . درين حالت نواب سكندر جلالت ، بحوالى شكارگاه رسيده و صورت حال آن جماعت را به رأى العين ديده موجب تعزر خاطر شريفش گرديده « 4 » و طبع لطيفش بهم برآمده بغايت آزرده گشت و عنان توجه از احراز لذت صيد و شكار منعطف ساخته از سر آن درگذشت و كس تعيين فرموده و جميع آن مردگان و تمامى افسردگان را كفن كرده در آن درهها دفن كردند . پس از آن متوجه
--> ( 1 ) - م : زمستان ( 2 ) - م : خان ( 3 ) - م : مىفشرد ( 4 ) - م : كرده