محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
395
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
جنگلهاى آن مملكت ، پيش آن سيل بنياد فكن نگيرد و به آب درياى خزر آن شعلهء دوزخ شرر ، سمت انطفا و صفت انتفا نپذيرد . لهذا از روى اضطرار بموجب « فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ » « 1 » قرار فرستادن اين جماعت داد و از جهت دفع فساد راه طعنهء بيمروتى و ترك اولى بر روى خود گشاد و مرشد قليخان ولد ولى خليفه ، از ايشان گريخته بولايت رستمدار رفت و باقى آن حضرات ، از روى خوف و خشيت بلاغايات ، روى به آستان سدره مكان آوردند . مقارن وصول بدار السلطنهء قزوين هر يك بعنوانى بسزا و جزا رسيده روى بدار البوار نهادند و محمد على عسس را ريش تراشيده و چيزهاى ملون بر سر و روى او ماليده با قبح صورتى بر شترى باژگونه نشاندند و تا يكهفته گرد بازار و محلات قزوين برآورده عاقبت جسد مردارش را بردار كردند تا به بدترين حالى بدرك الاسفل پيوست . اما مرشد قلى ، چون بولايت رستمدار رسيد بملك بهمن كه حاكم و ضابط آن حدود بود پناه برده در كنف حمايت او رحل اقامت انداخت و بعد از اندك زمانى قاصدى بطلب او رفته حكمى به جهت بردن او به اسم ملك بهمن ظاهر ساخت . ملك چون ديد كه مخالفت حاكم در حوصلهء قدرت و قوّت او گنجايش ندارد ، امتثالا لامره المطاع مرشد قلى را بىبهانه و امتناع ، مصحوب ايلچى بدرگاه سلاطين پناه ارسال داشت و بعد از وصول ، او نيز به ياران سابق لاحق گرديد يفعل اللّه ما يشاء و يحكم ما يريد . ذكر ارتفاع رايت آفتاب اشراق بجانب دار الملك عراق و بيان مراجعت موكب سعادت دليل بصوب دار الارشاد اردبيل . در اواخر شهر محرم الحرام سنهء الف ، رايت فتح آيت و لواى ظفر انتماى
--> ( 1 ) - سورهء 5 آيهء 3