محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
394
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
اما هيچيك از آنها ، آن سخنان را بسمع رضا نمىشنود « 1 » مگر سلمان خان ، كه از كردار منازعت آثار خود نادم شده قايد سلامت ، عنان ارادتش گرفته به اين كعبهء مراد آورد و در حينى كه نواب آسمان جناب ، در دار السلطنهء اصفهان تشريف اقامت داشت ، به آستان بوسى مبادرت نموده به اين سعادت مستسعد گرديد و پادشاه جهان پناه بموجب الكريم اذا قدر عفى ، رقم عفو بر صحيفه حالش كشيده از سياستش گذشت . پس از آن نوّاب كيوان غلام ، بخان احمد پيغام داده امراى مذكوره را طلب داشت و مشار اليه ميانهء اختيار كردن صفت مروت و ايثار [ 218 ] و شيوهء فتوت و اتباع حكم قضا تمشيت متردد گشته آخر الامر ، رعايت طرف مروت كه اجمل و اكمل صفات محسنه است مهمل نگذاشت و بفرستادن آنجماعت را به بعضى عوايق مطلق ساخته معذرتهاى موافق طبع مرتب ساخت و چون ساحت جنت راحت دار السلطنهء قزوين . از غبار موكب نصرت قرين قرينه فردوس برين ساخته ظلال عاطفت بر آن خطه انداخت ، كرّت ديگر نوّاب آسمان چتر آفتاب افسر ، يكى از استادگان « 2 » پايهء سرير سپهر نظير را برفتن گيلان به آوردن امراء مأمور گردانيد و حكايتى چند تهديد آميز خشونت انگيز بخان گيلان پيغام داده در باب طلب امراء سخن را از حد مبالغه و تأكيد گذرانيدند معهذا هر چند خان احمد جهد نمود و مبالغه بر مبالغه افزود كه شايد بمعاذير دلپسند و بذل تحفههاى ارجمند اين نوبت نيز دامن مروت و احسان از دست نگذارد ، آن شخص پنجهء اميد در گريبان تقليد استوار ساخته ، بهيچوجه رها نكرد . خان احمد يقين دانست كه اگر اين بار فرستادن امراء باعتذار قرار داده در اطاعت مطاع ، امتناع نمايد ، سيلابى موج خيز و صاعقهاى آتش انگيز ، يعنى سپاهى از دليران خونريز و دلاوران معركهء ستيز روى به آن حدود مىنهد كه تمامى اشجار
--> ( 1 ) - م : شنودند ( 2 ) - م : ايستادگان