محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

388

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

در مقام استهلاك و صدد استيصال نهال آمال او ميدارد و مناسب اين مرام و ملايم اين مقام ، حكايتى بخاطر كثير الآلام راقم اين ارقام خطور كرد و درين اوراق ثبت مينمايد اميد كه در نظر كياست اثر ارباب بلاغت و اصحاب درايت بى جا ننمايد . در متون تواريخ مسطور و در كتب اصحاب سير مذكورست كه پادشاه كامكار صاحبقران ، امير تيمور گوركان انار اللّه برهانه را طريق اين و عادت چنين بود كه هر ملك از ممالك ربع مسكون كه بقوّت دولت روز افزون و بازوى ظفر مقرون و حسن تدبير عالمگير بحيّز تسخير در ميآورد ، تمامى اشياء موجودهء آن ملك را به نظر اعتبار در آورده آنچه خلاصه و زبدهء آن بود ، از اكابر و افاضل و علماى ذوى الفضايل و ارباب صناعت و اصحاب حرفت و ساير اشياء نفيسه كه ملحوظ عين التفاتش ميگرديد بلا تأخير و تعويق نقل خطّهء دلپسند سمرقند ميفرمود . بنا بر اين مقدّمه ، در وقتى كه بر ممالك عراق عجم استيلا يافت ، همان طريقهء وثيقه را مسلوك داشته جمعى از علما و اكابر و صاحبان صنايع و بدايع را از دار السلطنهء اصفهان به سمرقند كوچانيد و آن جماعت چند سال با تشتّت و تشويش حال در آن ولايت مانده اكثر اوقات فرخنده ساعات را به خبث و بدگوئى پادشاه [ 215 ] بسر مىبردند و احيانا باتّفاق يكديگر از شهر بيرون رفته و گوشهء خلوتى اختيار كرده . بخاطر مطمئن زبان به نفرين و دعاى بد گشوده به اين وسيله دلى خالى ميكردند . روزى بدستور معهود ، در خارج شهر ، در موضعى دور از ورود مردم نشسته شروع در خباثت و غيبت كردند و آن روز طريق شكوه و شكايت از حد برده الفاظ ركيك شنيع بر زبان آوردند . ناگاه در اثناى تشنيع و ناسزا گفتن ، پيرمردى در صورت درويشان در آن محل بر ايشان ظاهر شد و ساعتى نزد ايشان توقف نمود پرسشهاى مشفقانه نموده استفسار احوال ايشان كرد و آن جماعت از كمال آزردگى و پريشانى ، شمه‌اى از احوال كثير الآمال « 1 » خود بيان كردند و فصلى ديگر از مقولات سابقه نزد آن پير

--> ( 1 ) - م : كثير الآلا