محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
389
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
فرو ريختند و در آخر گفتند كه اين ظالم ناخدا ترس ، مدتى شد كه ما را از وطن مألوف و مسكن معطوف خود جدا ساخته بجفاى غربت « 1 » و محنت كربت گرفتار كرده و معلوم نداريم كه غرض ازين سرگردانى و بىخانمانى ما چيست و قضا جنبان اين سلسلهء پر و لوله كيست ؟ يك بار باحوال پريشان ما نمىپردازد ، نه رعايتى مىكند و نه رخصت رفتن ميدهد و نه ميكشد كه ازين جفا ، خلاصى روى نمايد اين گفتند و به هاى هاى گريستند . پير گفت اى عزيزان ، شما را نصيحتى كنم مشفقانه ، به شرط آنكه گوش كنيد و به عمل آوريد . اگر چنانچه شما را آرزوى وطن مىشود و ميل داريد كه از محنت غربت خلاص گرديد و ازين لجّه عنا ، روى بساحل نجات آوريد ، بعد ازين بر عكس گذشته سلوك كنيد و يقين دانيد كه تا شما طريق نفاق و خلاف پيموده در مقام عناد و بر سر كجى اعتقاد خواهيد بود ، او هم با شما بر سر كم لطفى خواهد بود و به تغافل خواهد گذرانيد و بر سر رحم و شفقت نخواهد آمد . اولى آنست كه دل با او صاف كنيد و آنچه ازو در خاطر داريد فراموش كنيد و زبان از خبث و بدگوئى كوتاه سازيد و نفرين را بدعا و شكايت را بشكر و ثنا مبدل نمائيد تا مدّعيات شما بحصول مقرون گردد و مهمات شما بقبول تلقى يابد . اين گفت و از نظر ايشان رفت و بعد از لحظهاى هر چند ملاحظه كردند كسى را نديدند . ساعتى بفكر فرو رفتند ، پس از آن سر برآورده حكايت پير را بخاطر آوردند و قرار بقول او داده سخن او را دستور العمل ساختند قضا را وقت نماز پيشين بود برخاستند و اول لوح باطن را از لوث خباثت و غيبت پادشاه پاك شستند و وضو ساخته به اداى نماز از روى نياز بدرگاه كريم كار ساز تقرب جستند و پس از آن دست بدعا برداشته از اوضاع سابق نادم گشته
--> ( 1 ) - م : غريب