محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

387

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

كرم موصوف بودند . من اين دو صورت را دوست ميدارم و اگر بگويند نادم و پشيمان بسوى من بازگشت كنند تا دلهاى ايشان را بر شما رحيم و مهربان گردانم و ايشان را با شما بر سر عطوفت و رأفت آورم . در آثار آمده كه بعضى از اصحاب داود على نبينا و عليه السلام ، در مجلس آن حضرت نسبت بپادشاهان عجم سخنان نامناسب ميگفتند . به حضرت داود عليه السلام وحى آمد كه امّت خود را بگو كه نام پادشاهان عجم را جز بعزّت و احترام نبرند . پس متابعت امر پادشاه فى الحقيقه متابعت امر خدا و مخالفت حكم ايزد تعالى است . از فحاوى اين حديث قدسى سمات و مطاوى اين كلمات عرشى بينات ، معلوم و مفهوم ميگردد كه هر فرد از افراد ابناى زمان و هر شخص از اشخاص بنى نوع انسان كه كواكب بخت و طالعش از حضيض مذّلت و پريشانى باوج عزت و كامرانى صعود نموده علم دولتش در هواى فضاى مملكت ارتفاع يابد و منظور انظار اعتبار خسروان عاليمقدار گرديده اقبال و سعادت ، از روى ارادت دو اسبه بدرگاه دولت پناه او شتابد ، تا اثرى از آثار رحمت آلهى شامل حال و كافل آمالش نگردد و پرتوى از انوار مرحمت نامتناهى بر و جنات احوالش نتابد ، هر آيينه در حريم قرب سلاطين عاليجاه و پادشاهان عالم پناه راه نيابد . پس از ادراك سعادت قرب و منزلت و دريافت مرتبهء نزديكى و محرميت و تعظيم شأن و تفوق مكان ، تا در شيوهء صدق و اخلاص يكدل و يكجهت است ، خداوند عالم تعالى شأنه و تعظيم ، ضمير مهر تصوير صاحب تاج و سرير را نسبت به او بر سر شفقت و عاطفت مىآورد و هر چند درين طريق بيشتر ميكوشد ، از دست ساقيان قرب ، ساغر عزّت بيشتر مىنوشد و چون تغيير اعتقاد و تبديل مواد مودّت و اتحاد كرده روى توجه به راه خلاف و نفاق آورد ، طبيعت پادشاه پاك طينت را با او منحرف و متغير ساخته