محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
370
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
كردند و آن هم بدست همه كس نمىافتاد و آتش جوع گرسنگان و دود آه جگر سوختگان بمثابهاى بالا گرفت ، كه ران حمل بر سيخ شهاب كباب شد و خوشه سنبله بر تابه فلك بريان گشت ، اما دست تمناى كسى به آن نميرسيد و از آنها قوتى و قوّتى ساكنان زمين را حاصل نميشد . [ 203 ] القصه ، كار مردم بسرحد اضطرار كشيد و از تخويف الجوع مهلك النفوس متوهّم شده ، ناچار به خوردن ميته و سگ و گربه پرداختند و در اندك زمانى اين متاع نفيس هم بغايتى عزيز الوجود گرديد كه اگر گربهاى بدست كسى افتادى ، گرسنگان چون سگان برو حمله برده چند كس بر سر آن كشته گشتى . نظم چنان تنگ شد كار بر مردمان * كه روزى گرفتند از مردگان ز بس معده از جوع بىتاب شد * سگ و گربه چون قوت ناياب شد اگر گربهاى را گرفتى كسى * بر آن سرشدى كشته آدم بسى سگ و گربه آورد رو در كمى * بدانسان كه خورد آدمى آدمى و چون اصناف حيوانات حتى موش و حشرات در ميان آدميان مفقود گرديد ، جهّال دست برآورده در پس كوچهها ، به فقيرى ميرسيدند كه از تاب جوع بىطاقت شده افتاده بود ، دو سه نفر به يكديگر متفق شده آن فقير را بخرابهاى برده از هم ميگذرانيدند و اگر ناگاه ، گمان قوتى از اجناس مأكوله ، نسبت به كسى پيدا شدى « 1 » خانه آن شخص را كنده صاحب بشكنجه هلاك گشتى و چون يكدو ماه حال به اين منوال رسيد و كار به اين سر حد كشيد ، جمعى كه زياده ازين تاب اين قضيه و طاقت اين بليّه نداشتند ، بى [ وقوف . ] « 2 » و شعور حاكم ، طرفى از اطراف شهر كه از كثرت لشكرى و تردد رهگذرى خالى بود ، رخنه كرده اوزبكان را به شهر درآوردند و
--> ( 1 ) - م : نسبت پيدا شدى . ( 2 ) - د : بىقوت .