محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
346
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ديد « 1 » ، با خود گفت : عجب دارم كه اين پادشاه ، با اين امراء و سپاه ، برين ملك استيلا يابد و اين شخص ، با اين استغناء و تكبر ، بگفتهء من بپايهء سرير اعلى شتابد ! ازين سبب زبان خوش آمد گوى و فريب گشوده سخنان محبت انگيز خصوصيت آميز ، بسمع خان ميرسانيد و خان همه روزه او را بمجلس طلب داشته تكلفات بيش از حد نسبت به او بظهور مىآورد و آن كور شيطان غرور خان را در مقام خود پسندى و فخر آورده بتحصن قلعهء اصطخر مايل و راغب ساخت و بعد از چند روز ، مرخص شده روى توجه بدرگاه گيتى پناه نهاد و يعقوب خان ، از رفتن كور حسن ، پشيمان شده اضطرابى بهم رسانيد و چند كس از عقب او فرستاده آن جماعت به او رسيدند . و مهم منجر بجنگ و جدل شد و چون حريف آن جمع نبود شتر و خيمه و يراق حتى استر ركاب و سيس خانه را گذاشته ، تنها بدر رفت و آن مردم ، شتر و يراق او را تمامى گرفته باز گشتند و كور حسن ، چون بشرف آستان بوسى بارگاه سپهر انجمن استسعاد يافت ، شمهاى از عظمت و شوكت يعقوب خان را بموقف عرض رسانيد . و سبب عدم توجه او بدرگاه عالم پناه ، با قبح وجهى خاطرنشان نواب كامياب نمود و آنقدر از شرح اسباب شأن و شوكت و غرور و نخوت خان ذو القدر به گوش اركان دولت پادشاه سكندر ظفر رسانيد ، كه تأديب و تعذيب خان جلالت مكان بر ذمهء همت و الا نهمت پادشاه قضا قوت قدر قدرت ، لازم شد و در اول فصل بهار سنهء ثمان و تسعين و تسعمائه ، رايت ظفر طراز ، بعزيمت دار الملك شيراز ارتفاع يافت و موكب نصرت عنان ، از دار السلطنهء اصفهان در اواخر جمادى آلاخر سنهء مذكوره عنان توجه به آن طرف تافت . شعر دگر باره كز فيض ابر بهار * گل و لاله سر كرد از كوهسار
--> ( 1 ) - د : در آن بساط با انبساط ديد . م : دران بساط با انبساط با خود گفت .