محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

333

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

پادشاهانه ، آنمقدار كه خارج از احاطهء حساب و شمار مستوفيان روزگار بود ، تا بلدة المؤمنين قم باستقبال موكب جلال رفته بار ديگر در آن بلدهء جنّت اثر بمقام خدمتگزارى درآمده در طريق ملازمت و جانسپارى شد و هر يك از اركان دولت و اعيان حضرت را الزام خدمتهاى لايق نموده به اين وسيله در سلك مقربان درگاه انتظام يافت . امّا با وجود اين مقدمات و وقوع اين خدمات - بانگيز جمعى ز اهل حسد - كه حبلى است فى جيدهم من مسد - طبع همايون پادشاه ربع مسكون نسبت به او انحرافى پيدا كرده در صدد مؤاخذه و مصادرهء آن جناب در آمدند و استيصال نهال مآل « 1 » آن نخل حديقهء اقبال را پيشنهاد همّت ساختند و يولى بيگ استشمام روايح كم لطفى از چمن اشفاق خسرو آفاق و استنشاق فوايح « 2 » نفاق از گلشن اتفاق امراء و اركان سلطنت نموده بنابر محافظت شهر بند حيات كه امرى لازم ، بل [ 183 ] قضيه ايست متحتّم ، توّهم بىنهايت به خود راه داده گريخت و در قلعهء طبرك متحصن گرديد . و آن حصار سپهر آثار در آن روزگار ، از جميع چيزهائى كه محتاج اليه و مدار عليه سلاطين عشرت آيين باشد مملو و مشحون بود و در متانت و رصانت بمرتبه‌ايست كه با آنكه چندان رفعتى و علوى ندارد تير تسخير ، هيچ صاحب تدبير ، برخاكريز آن نيفتاده و در هيچ قرن كسى از سلاطين جهانگير را افكندن « 3 » كمند تصرف بر كنگرهء آن دست نداده . حصارى چو حصن فلك بىنظير * ز تسخير آن دست فكرت قصير كسى را ز شاهان ذو اقتدار * مسخر نگشته بجنگ آن حصار لب خندق او بر اوج فلك * ز قعرش نمايان حضيض سمك بنايش كه بنّا نهاده بر آب * بود ايمن از منجنيق خراب

--> ( 1 ) - م : آمال . ( 2 ) - م : قوايح . ( 3 ) - م : افكند .