محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
334
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و چون فتح آن قلعه ، بارتكاب حرب و قتال و اشتغال به آداب جنگ و جدال فعلى بىاثر و شغلى بلافايده و ثمر مينمود و صيد آن رميده در آن مكان آرميده نيز قابل اين دام نبود ، بعضى از مصلحان خيرانديش ، به جهت رفع بيم و تشويش خاطر او بقلعه رفته بنصايح دلپذير و مواعظ سودمند موافقت تأثير او را مايل بسلوك طريق وفاق ساختند و بواسطهء اطمينان قلب متزلزل و تسكين اضطراب آن كج انديشهء غافل ، نوّاب ركن السلطنه فرهاد خان ، به آن مكان آسمان آستان رفته ، سه روز در آنجا توقيف « 1 » يافت و آثار خوف و خشيت پادشاه سكندر سطوت از لوح ضمير او زايل ساخت و مقرر شد كه بعد از رفتن نوّاب فرهاد خان ، يولى بيگ از قلعهء خوف و هراس فرود آمده به آستان بوسى كرياس و الا اساس شتابد . معهذا بوساوس شيطان « 2 » و هواجس نفسانى پشيمان شده كار به جائى رسانيد كه بعضى از مخصوصان و مصاحبانش مانند حسين بيگ ولد شاهوردى خليفه شاملو كه با خودش بقلعه برده بود و ميرزا على عرب عامرى كه يولى بيگ لشكر بر سر او فرستاده او را گرفته بود و مدّتى در آن قلعه محبوسش داشت و در آن اوقات او را از بند نجات داد كه در قلعهدارى معاون او باشد ، بر آن شدند كه او را گرفته به خدمت نوّاب برند و بتوسط قلندرى كه در ايام محبس ميرزا على عرب به آن قلعه آمد و شد مينمود و جهت ميرزا على بعضى اشياء بقلعه مىبرد اين مقدمه بعرض نواب سپهر جناب رسيد و نواب همايون ايشانرا استمالت داده بوعدههاى جميله اميدوار فرمود . و ايشان در آن قضيه دامن جهد و سعى بر ميان انديشه بستند و نزديك به آن رسيد كه آن صورت در آيينهء وقوع روى نمايد كه يولى بيگ ، اين غرض را در يافته ناچار شخصى نزد جناب شيخ الاسلامى علامى شيخ بهاء الملة و الدين محمّد ولد امجد جناب مغفرت دستگاه مجتهد الشأنى « 3 » شيخ حسين
--> ( 1 ) ظ : توقف ( 2 ) ظ : شيطانى ( 3 ) - م : مجتهد الزمانى .