محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

328

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و واقعهء انتقالى مقرّر است و كثرت مال و جاه و قدرت و قوّت لشكر و سپاه ، مانع حلول رزايا « 1 » و دفع نزول قضاياى آسمانى نميگردد و بموجب « اذا حلت التقادير [ بطلت ] التدابير » حسن تدبيرات انسانى نقاب چهرهء تقديرات ربانى نميشود . شعر ز به دو ازل تا بعهد ابد * رقم گشته بر صفحهء نيك و بد كه هر چيز آيد ز كتم عدم * نهد در ره ملك هستى قدم بود هر چه از جملهء ممكنات * ز سيارهء چرخ تا ثابتات ز اجناس و انواع اين خاك و آب * كه بگشايد از روى هستى نقاب بود هر يكى را مقام كمال * چو يابد كمال آيد او را زوال چو خورشيد بر اوج رفعت رسد * زوالش دگر سوى مغرب كشد چو ميوه رسد بر سر شاخسار * به خاك افتد از شاخ انجام كار لا جرم غيرت روزگار ، دست تسلط از آستين تعدّى و تغلب برآورده سرپنجهء اقتدار و اختيارش بر تافت و بموجب « اذا انتهت المدّة لم ينفع العده » ، و از آن همه موجبات جاه و حشمت و معدلت [ و ] عظمت و شوكت ، نيم فلس فايده بروز آخر و آخر روزگارش نرسيد و آخر الامر زمانهء غدّار و روزگار ناپايدار ، بىمصاحب و يار بكام خاطر اعتبار در خاك و خونش كشيد . ز چندان زر و سيم و خيل و سپاه * كه افراخت سرزان تكبر به ماه جوى نفع در روز آخر نديد * گلى غير حسرت از آنها نچيد كشف اين مقال و شرح اين حال آنكه چون نهال غرور و شوكت و شجرهء وفور عظمت بكتش خان ، در چمن حشمت ، به آب تربيت و هواى اقبال و دولت نشو و نما يافته شاخ و برگش از سدره برگذشت و سايهء بلند پايه‌اش بر ساحت آن ديار و بلاد

--> ( 1 ) - م : مانع حلول و زريا .