محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
299
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
زرنگار بر كتف انداخت و كمانى به صورت ابروى دليران در قربان و تركشى مانند صف مژهء تركان ، بر مركبى مه عنان آفتاب جولان بميدان درآمد و در برابر آن لشكر يأجوج حشر بايستاد . و پس از طريد و لعبى چند كه از مراسم حرب و آداب ميداندارى باشد ، كمان بر سر دست آورد و چند كس را به زخم پيكان دلنشان مجروح و بىروح ساخت و بطعن نيزهء افعى خواص ، چند مرد ديگر را از قيد حيات خلاص كرد و از پشت زين بر روى زمين انداخت ، بعد از آن ، با تيغ مسلول روى به آن گروه مخذول نهاد و از شعشعهء برق شمشير آتشبار ، آن جمع را كه مانند ثرّيا مجتمع بودند ، چون بنات نعش « 1 » متفرّق گردانيد ، و بباد حملهء صرصر اثر و صدمهء رعد آساى قيامت خبر ، صف لشكر اعداى وارون اختر را مانند سحاب بىمطر از يكديگر دريده ، خود را از صدر معركه بقلب رسانيد . در آن حالت ، جوقى كثير ، با تيغ و تير ، از اوزبكان كينهخواه ، از ساقه و كمينگاه در حركت آمدند ، و از هر كنار ، روى به آن شير بيشهء كارزار نهاده ، او را مركزوار در ميان گرفتند و آن نهنگ محيط شجاعت و مردانگى و پلنگ قلّهء شهامت و فرزانگى ، مستغرق بحر هيجا گرديده ، بر هر طرف كه حمله ميكرد ، سفينهء حيات فوجى از غوّاصان درياى وغا را شكسته ، در لجهء فنا غرق مىساخت ، و بهرجانب كه روى ميآورد لنگر كشتى وجود خيلى را گسسته ، بادبان طوفان مىافراخت . عاقبت بواسطهء زخمهاى منكر ، آثار ضعفى در خود ديده و به قوت بازوى شجاعت ، آن صف را دريده ، از آن ورطهء ممات به زور مركب خود را بساحل نجات كشيد و چون ديد كه به مجرد جنگ و جدل ، خلل در سد كثرت آن گروه يأجوج محل نميشود و از بسيارى كشش و كوشش پاى ثبات و قرار آن [ 165 ] جماعت ديو كردار از پيش نميرود ، در حصار متحصن گرديده و روى باستحكام برج و باره
--> ( 1 ) - م : نبات النعش .