محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

300

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

آورد و هر دروازه‌اى ، به صاحب آوازه‌اى و هر برجى به امينى و هر مكانى بمكينى سپرد و متعلقّان و منسوبان را بقلعهء اختيار الدين فرستاده آزوق و اسباب فراخور ايشان به آنجا برد و سپاه اوزبك شهر را محاصره كرده كسى را فرصت تردد و قدرت آمد شد نماند . و چون زمان محاصره امتداد يافت و آزوق در ميان محصوران بكمال قلت رسيد و نزديك به آن شد كه جمعى كه از غايت تنعم و نزاكت طبيعت خوردن گوشت گوسفند را ضرورت نميداشتند ، به اكل ميته و غير مأكول اللحم مبادرت نمايند ، فقدان غله و ساير حبوبات بمرتبه‌اى رسيد كه قيمت يك خروار غله ، به صد تنكچهء خراسانى قرار يافت ، اما هيچكس [ يك ] من گندم در يك جا نميديد . درين اثنا ، على قليخان ، چند خروارى غله بر جماعتى از ترك و تازيك كه گمان غلهء بسيار داشت اطلاق نمود و بعضى حسب المقدور دادند و از بعضى قهرا قسرا جز وى انتزاع كرد . از آن جمله يكى از امراى معتبر او كه سالهاى فراوان در خراسان بوده و سامان بىنهايت ، از ملازمت حكام و امر زراعت بهم رسانيده اين معنى موافق طبيعت امساك طينتش نيامد و بواسطه بخل و ظنّت ، به اين قضيه همداستان نگشته متشمر طريق مخالفت گرديد و از آنطرف شهر كه در عهدهء محافظت او بود اوزبكى چند را كه با ايشان مقدمهء خلاف كرده بود ، حصار را رخنه كرده اوزبكان را به شهر درآورد و آن جماعت در آن شب تاريك بمتونت « 1 » بعضى از تازيك چند رخنهء ديگر در باروى شهر كردند . على الصباح ، كه برق تيغ آفتاب نورانى ، پرده شب ظلمانى را شكافته ، فضاى جهان را منوّر ساخت خبر به عبد اللّه خان رسيد كه شهر بند هرات فتح شده به تصرف نوّاب خان درآمد و اوزبكان به شهر درآمده دست بقتل و غارت برآوردند . يرليغ‌خانى برين نهج صادر گشت كه ، على قليخان را نكشند و جهد كنند كه

--> ( 1 ) - ظ - معونت .