محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
290
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ميرزا محمد را فرمود كه يعقوب بيگ ولد ابراهيم خان را طلبيده با او بگو كه نوّاب امارت و حكومت مملكت فارس را بدستورى كه پدرت داشت به تو ارزانى فرمود و مال و جهات مهدى قليخان را نيز علاوهء آن گردانيد به شرطى كه او را كشته سرش بياورى و يعقوب بيگ قبول اين معنى نمود و فى الفور او را بگوشهاى برده آن حكم را بامضا رسانيد . بعد از آن مرشد قليخان ، كمال استيلا و استقلال بهم رسانيده قور خمس خان را بپاداش آن يكجهتى ، بحكومت و ايالت الكاى همدان و كشور امير على شكر سرافراز گردانيد و امراء با خان [ 160 ] جلالت مكان ، در مقام ملايمت آمده ظاهرا اظهار خصوصيت ميكردند ، اما ضمنا در مقام استيصال نهال اقبال او مىبودند . و منتظر فرصت بوده رقم اعدام و صورت انهدام بناى شوكت و احتشام او را بر صحيفهء فكر مىنگاشتند كه در آن اثناء اخبار وحشت آثار آمدن سپاه اوزبك به خراسان رسيد و آن داعيه [ در ] توقيف و تأخير موقوف داشتند . ذكر آمدن عبد اللّه خان بمملكت خراسان و كشته شدن حاكم دار السلطنهء هرات و در آمدن آن بلده به تصرف اوزبكان يأجوج صفات در آنزمان فراغتنشان ، كه سرير جهانبانى بزيور ذات ملكى صفات پادشاه فلك مسند شاه سلطان محمد مشرف و مزيّن بود و امراى پايتخت با على قليخان حاكم دار السلطنهء هرات در مقام فساد و عناد بوده ، انهدام بناى شأن و شوكت او را وجههء همت ساخته بودند ، عليقليخان جهت حزم و احتياط رغما للامراء المعاندين ، « 1 » با عبد اللّه خان اوزبك كه در آن اوان قبة الاسلام بلخ را مستقر دولت كرده بود ، طرح محبت و و داد انداخته و لواى موّدت و اتحاد افراخته بين الجانبين ابواب مراسلات و مفاوضات مفتوح بود ، مقصود آنكه اگر از چمن التفات پادشاه فريدون صفات
--> ( 1 ) - م : رغما الامرا .