محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
284
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
خاكستر در بازار « 1 » اعتبار بيمقدار و ارزان . در روزگار ميمنت آثار پادشاهى آن آفتاب اوج معدلت و كامكارى ، ارباب ظلم و ستم سايهوار در پس ديوار ناكامى متوارىاند و اصحاب ديوان حساب را با غمهاى بىاندازه كار مانند دفتر بسته و مباشران را دست قلمران چون كهنه قلمدان شكسته و محصّصان بسان دوات پريشان دل و سياه اندرون در زاويهء خمول محزون و ملول و معطّل و معزول نشسته . شعر بدوران اين شاه با داد و دين * ستمگر ، ستمكش بود بعد از اين ز بس ميل دارد به ظالم كشى * ندارد ز كار دگر دلخوشى بر انداخت بنياد ظالم چنان * كه شد پاك از ظلم ظالم جهان گذشت آنكه هر گوشه نابخردى * بسيرت عوانى به صورت ددى قلم تيز كرده چو نيش گراز * پى مال مردم دهن كرده باز نه در كار خود آن ستمگر بود * كه در مظلمه اشرف خر بود ز گل ز آن خر خويش بيرون نبرد * كه آن دفتر ظلم را گاو خورد بناهاى ظلمى كزين پيشتر * نهادند حكام بيدادگر بنيروى بازوى تارك شكاف * برانداخت چون بدع اهل خلاف به سيمش از آنرو بسى ميل نيست * كه سيم و ستم درنوشتن يكيست ز جورش طبيعت بغايت نفور * كه تصحيف جور است تركيب حور بعهدش نويسنده و اهل حساب * همه خوار و بىقدر كاهل « 2 » كتاب و اين جمله از پرتو انوار اهتمام و آثار انتظام عالى رتبه ايست كه به يمن همت متعالى [ 157 ] مرتبهاش اساس آسمان مماس سرير خلافت و كامكارى و پايهء عرش پيرايه مسند مشيد سلطنت و جهاندارى از سطح فرش زمين بسقف عرش برين رسيد
--> ( 1 ) - م : بار . ( 2 ) - م : چو اهل