محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
271
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
اختيار جناب امارت شعار ابراهيم خان تركمان ترخان داده زمام نظام و نسق و انتظام رواج و رونق آن مملكت جنّت رتبت در كف كفايت و كاردانى او نهاده ، جميع مهمّات آنجا را از جزوى و كلّى بعهدهء شعور و وقوف او گذاشتند . و چون امارت مآب مشار اليه از ايلچى گرى روم كه مهمّى و كارى عمده است ، باز آمده بود فرق اعتبارش را به اين منصب عالى مراتب برافراشتند . پس از آن باقى مهمات و ساير مدعيات را معطّل گذاشته بتعجيل تمام لواى توّجه بقزوين برافراختند و چون سايهء وصول بر نواحى بلدهء ساوه انداختند ، نواب وكيل السلطنه عليقليخان قرداش ، سپاه خاصهء خود كه عددش قريب به پنجهزار ميرسيد همه را بمعرض عرض درآورده يراق مناسب ، از اسب و زين و شمشير و زره و نيزه و غيره چنان كه سه هزار دست از آن يراق و اسباب تمام مرصع و مطلا بود ، بر آن جماعت قسمت نمود و چون از ظاهر ساوه كوچ كردند هر شب دويست كس و سيصد كس از آن لشكر كه يراق گرفته بودند گريخته بقزوين ميرفتند و در سلك ملازمان موكب شاه عباس داخل ميگرديدند و برين قياس اكثر امراء ، يراق لشكر خود كرده اين قاعده معمول بود تا بيك منزلى قزوين رسيدند . قور خمس سلطان باستقبال آمده بحسن تدبير او ، در شبى كه بارندگى بىنهايت بود و در غايت تيرگى و تاريكى « 1 » و بواسطهء رعد و برق و صاعقه سر از خيمه بيرون نميتوانست كرد و هوا بمرتبهاى تيره و تار بود [ 150 ] كه سفيدى را از سياهى فرق نبود . شعر « 2 » شبى آنچنان تيره و تار بود * كه بر تن زره موى زنگى نمود بدست يلان شجاعت پناه * نى نيزه بودى چو مار سياه مصيقل همه قبّههاى سپر * نمودى مه منخسف در نظر
--> ( 1 ) - م : تاريكى و تيرگى . ( 2 ) - م : بيت .