محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
257
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ما متعهد مىشويم كه در خواه گناه تو از نواب شاهزادهء سكندر جاه التماس نمائيم « 1 » كه از سر گناه تو گذشته و ذيل عفو و اغماض بر كردههاى ناپسند تو كشيده ، اگر همان حكومت مشهد مقدّس و اگر محل ديگر اراده كنى نشان حكومت آن ديار [ 142 ] به اسم تو مرقوم رقم منشيان عطارد نشان گشته باستقلال تمام بر مسند حكومت آن ديار متمكن گردى و صلاح روزگار خير آثار تو در اين است كه درين مادّه سخن مخلص قديم را بسمع رضا اصغانمائى و الا لشكرى از هر چه گمان برى بيشتر ، همه را مغفر بهادرى بر سر و جوشن دلاورى در بر ، عنقريب به قصد و قمع نهال اقبال و استيصال شجرهء امانى و آمال تو مىرسد وظيفه « 2 » دلاورى و پهلوانى آنست كه چون مردان بيرون آيى و مانند زنان در پس ديوار حجاب نمانى . و على قليخان متعاقب اين پيغام روى اهتمام بجمع سپاه بهرام انتقام آورد و طريق جنگ و جدال مرشد قليخان با خود مقرّر كرد . ذكر لشكر « 3 » آراستن على قليخان به قصد كينهورى و جدال و بيان كيفيت بدست آوردن مرشد قليخان عنان اختيار شاهزادهء سكندر اقبال بعد از آنكه على قليخان اين پيغام نفاقآميز عداوت انگيز به مرشد قليخان ارسال داشت ، حسب الامر نواب شاهزادهء سكندر جناب خاطر جمعيت مآثر بر آن گماشت كه لشكرى گران همه دلاور پهلوان فراهم آورده به انطفاء شعله نيران غرور و استكبار حاكم مشهد مقدس پردازد و بباد حملات مرد افكن و صدمات صف شكن ، نهال اقبال او را از بيخ و بن بر اندازد و بنا بر اين روى توجّه به اجتماع سپاه كينهخواه آورده لشكرى آراسته ساخت كه مرّيخ كينهگزار ، بر بام اين حصار ، از صلابت آن سپاه خونخوار ، قرار فرار به خود داده بخانهء كيوان گريخت و از گرانى و بسيارى گرد و غبار آن لشكر بيحد و شمار ، منطقهء فلك البروج تاب نياورده گسيخت .
--> ( 1 ) - م : بكنيم . ( 2 ) - م : طبقه ( 3 ) - م : « ذكر » ندارد