محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
258
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
يكى لشكر آراست خان هرات * همه رستم آيين و بيژن صفات همه شير پيكر ، همه پيلتن * همه دشمن افكن همه صف شكن كمان دار و شمشير زن نيزهور * همه خوانده آيات فتح و ظفر به آن لشكر بيكران و جهات * به مشهد نهادند رو از هرات و چون يك منزل از دار السلطنهء هرات بيرون آمدند ، بنابر اندك شايبهء خلافى كه از سلطان على خليفه حاكم قاين توّهم كرده بودند ، بادى الرأى در ركاب شاهزادهء مرتضوى انتساب ، لواى توّجه الكاى قاين و آن حدود برافراخت و بعد از طى مراحل چون سايه وصول بر آن نواحى انداخت ، سلطان على خليفه بلوازم استقبال شتافت و بعد از آنكه سعادت ملاقات « 1 » خان رفيع الشأن و شرف پاى بوسى شاهزادهء سكندر نشان دريافت ، بمراسم كشيدن پيشكش و وظايف مهمانى قيام نموده آنچه دست قدرت و مكنت « 2 » به آن رسيد ، بعرصهء ظهور آورد و چون خليفهء مذكور بجمعيّت و ثروت موفور بين الجمهور مشهور بود و آن پيشكش و نياز فراخور سامان و اسباب او نبود ، آن اشياء و آن خدمتهاى بىروى و ريا به نظر قبول خان عاليمقدار درنيامد و اين تقصير نيز علاوهء مظنّه سابق گرديد . لا جرم خليفه را ببهانهاى مؤاخذه نموده مقّيد ساخت و پس از تأديب و تعذيب سلطان على خليفه ، لواى نهضت بصوب ولايت ترشيز برافراخت و مقارن وصول به آن ولايت ، نوبت ديگر قاصدى زبان دان نزد مرشد قليخان فرستاده اظهار كمال خصوصيت نمود و به قصد آنكه شايد مشار اليه بىارتكاب حرب و بىوقوع مقابله و طعن و ضرب بدست آيد ، در شيوهء محبت و لوازم مودّت افزود و چون اين قاصد قريب المقاصد و مكتوب صداقت اسلوب به حاكم مشهد مقدّس رسيد ، از جهت احتياط [ 143 ] و حزم لشكرى آراست « 3 » كه در روز پيكار ، مرغ تير مرگ تأثير هر يك مردمك ديدهء
--> ( 1 ) - م : آنكه ملاقات ( 2 ) - م : مكنتش . ( 3 ) - م : لشكرى كه