محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

241

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بر تخت فرمانبردارى « 1 » متمكّن ميگشتند ، فرهاد بيگ بار خانهاى مشتمل بر نقود وافره و اشياء نفيسهء متكاثره ترتيب داده برسم پيشكش بدرگاه معلى ميبرد و ازين سبب ملحوظ نظر شفقت و مشمول اثر عاطفت پادشاه قضا صولت گرديده بخلعات فاخرات « 2 » فرق اعتبار و افتخارش به اوج سماوات رسيده دوستكام و مقضى المرام بمّحل خود مراجعت مينمود . تا آنزمان كه شاهزادهء شجاعت پناه سلطان حمزه ميرزا در قراباغ ارّان به افساد بعضى از اهل عصيان بدرجهء غفران و اصل گرديد و شاهزادهء خورشيد لوا ابو طالب ميرزا [ 134 ] قايم مقام شاهزادهء سعيد شهيد گشت ، فرهاد بيگ بدستور معهود با پيشكشهاى فراوان و تحفه‌هاى نادرهء بىپايان ، بپايهء سرير فلك تصوير رفت و پس از وصول باستسعاد تقبيل عتبهء علّيه و كشيدن پيشكش ، بعضى از مقربان سدهء سنيّه كه ثمرهء شجرهء شأن و شوكت فرهاد در مذاق اعتبار و اختيار ايشان شيرين نبود ، خسرو نوشروان معدلت و شاهزادهء پرويز حشمت را به اخذ و قيد او مايل ساختند و بواسطهء گرفتن او انواع آشوب و نزاع و بنياد فتنه و نفاق در دار الملك عراق انداختند چنان كه شمه‌اى از آن درين اوراق سبق ذكر يافت و از همه بيشتر عليقليخان قرداش با بعضى از اعيان قزلباش محرك سلسلهء ايذا و اهانت فرهاد بودند و بعد از گريختن خسرو بيگ غلام ، بار ديگر فرهاد را مؤاخذه كرده در مصادره كشيدند و اين نوبت او را چار ميخ بسته « 3 » شكنجه‌هاى مهلك كردند و حكم شد كه خانهء او را بكنند . در اثناى كندن خانه و خرابى قلعهء او ، اخبار تزلزل آثار آمدن شاهزادهء سكندر اساس شاه عباس گرم شد و از اينجهت جميع مهمّات در عقده تعويق و تعطيل ماند « 4 » ، خصوصا مهم فرهاد . اما او را همچنان با حال پريشان مقيّد و مغلول و منكوب و مخذول ، همراه بدار السلطنهء قزوين بردند و در زمان سلطنت شاه عباس ، نوبت ديگر متصّدى

--> ( 1 ) - ظ : فرمانروائى . ( 2 ) - م : فاخره . ( 3 ) - م : در چارميخ كشيده . ( 4 ) - تعويق ماند