محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
234
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
كدام فراخور شأن و اعتبار خود اسباب فراغت و برگ استقامت ساختند . پس از آن روى توجه بنظام و نسق مهمّات ملكى آورده ، نخست در مقام تأديب غلامان آمده و يك دو كس از مردم معتبر را به نصيحت ايشان مأمور فرمودند و آن مردم بقلعهء فرهاد رفته و ابواب نصايح و مواعظ برگشاده طريق وعده و وعيد پيمودند و آن سخنان اصلا در ايشان اثر نكرده جواب چنين [ 130 ] دادند كه اگر فرهاد بيگ را از قيد آزار و جفا و اهانت و ايذاء خلاص فرموده به حالت سابقه ميگذارند ، ما نيز اين دو سيّد بزرگ را رها ميكنيم و ترك فساد و نزاع داده گردن از طوق بندگى و طاعت نميكشيم و اگر فرهاد را ميكشيد ما هم ايشانرا ميكشيم و آن مصلحان خير انديش جوابى كه شنيده بودند بموجب « وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ » بعرض نواب مستطاب و خدام شاهزادهء وكالت انتساب رسانيدند و نيران غضب شاهزادهء سكندر حسب ، التهاب يافته اشارهء عاليه صادر شد كه فرهاد را بمعرض سياست آورده ، آنمقدار آزار كه مقدور بود كردند و شكنجههاى عنيف شديد كه كوه را تاب و طاقت آن نبود نسبت به او به عمل آوردند و فى الحال اين خبر به گوش آن بىباكان بد افعال رسيده حضرت سيادت و نقابت پناه ميرزا محمّد امين و سيادت پناه امارت دستگاه سيد بيگ را در برجى كه در مقابل ميدان شهر واقعست بركشيدند « 1 » و حسب القدرة و الطاقه ، انواع ايذاء و اهانت به آن دو سيّد بزرگ رسانيدند و هر بار كه در مقام آزار فرهاد ميشدند ، فى الفور آن جماعت خبردار گشته انتقام از آن دو سيّد عاليمقام ميكشيدند و چون مكرر اين صورت وقوع يافت و اكابر و اشراف را در علاج اين مادّه تدبيرى و انديشهء صواب تأثيرى روى ننمود ، زوجهء مكرمهء ميرزا محمّد امين ، بحرم محترم پادشاه ثوابت حشم رفته با دل پرآزار و ديدهء اشكبار زبان گفتار باستخلاص آن سيد عالى تبار گشود و يكى از ارباب اعتبار مقرر شد كه بار ديگر به آن قلعه رفته
--> ( 1 ) - م : كشيد .