محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

235

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

پيغامى چند تهديد آميز به گوش آن طايفهء عناد انگيز رسانيد و جناب ميرزا محمّد امين متقبل اطلاق فرهاد شده رخصت خروج يافت به شرط آنكه فرزندان خود را بقلعه آورده بگرو گذارد و خود بخلاصى فرهاد روى آرد « 1 » و آن سيّد عالى گهر دو پسر خرد خود را بقلعه طلبيده نزد غلامان گذاشت و بشرف پاى بوس پادشاه جهان پناه تشرف جسته بيرون شتافت و پس از حصول آن سعادت عظمى و وصول به آن عطيهء كبرى ، زبان باستخلاص فرهاد و در خواه گناه او گشاد و بعد از آنكه فرهاد را آزارهاى جانكاه و شكنجه‌هاى دلخواه كرده بودند ، بالتماس آن سيّد عاليجاه گذاشتند ، امّا مبلغى كلّى برسم جريمهء او مقرر داشته محصلى به نيابت ملك الموت برو گماشتند و شخصى معتمد از جانب فرهاد بقلعه رفته جناب امارت پناه سيد بيگ را با فرزندان ميرزا محمد امين بيرون آورد . امّا غلامان در نافرمانى و عصيان اصرار نموده خيال عناد و سركشى از سر نمىنهادند . درين اثناء ، از ديوان اعلا تحصيلداران جهت حصول پيشكش و رسومات ديوانى و اطلاقات حكمى و استصوابى تعيين يافته هر كدام را بناحيه‌اى و بلوكى فرستادند و هرگاه غلامان خبردار مىشدند كه آن تحصيلداران وجوه تحصيل را وجود داده به شهر مىآيند ، جماعتى مكمل و مسلّح بسرهاى راه رفته « 2 » ، زرها را با اسب و يراق از ايشان گرفته ميگذاشتند و بعضى كه بخشونت رسانيده در مقام جنگ و جدل مىآمدند او را كشته دست ازو ميداشتند و اين معامله با ملازمان عليقيخان قرداش لله بيشتر كرده لواى منازعت و مخاصمت با او بلندتر مىافراشتند . القصّه چون بىادبى و بىاندامى غلامان ، از مرتبه افراط هم تجاوز كرد ، اركان دولت در صدد تسخير قلعه آمده تدبيرات انگيخته و حكم شد كه توپچيان

--> ( 1 ) - م : آورد . ( 2 ) - بر سر راه رفته