محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

231

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بنابرين ، فرمان لازم الاذعان شرف صدور يافت كه بعضى از امراى عظام كه مهدى قلى سلطان طالش و اللّه قلى سلطان استاجلو از آن جمله بودند ، با عساكر بهرام انتقام بدفع و منع قوم بىباك ارشلو ، كه در بلوك لنجان اصفهان اقامت داشتند قيام نمايند و قوم ارشلو ، طايفه‌اىاند از ايماق افشار و در زمان جهانبانى حضرت شاه دين پناه ، امير اين طبقه اصلان سلطان و اولادش بودند و چون امارت مآب مشار اليه اميرى صوفى صفت صافى عقيدت و با ضبط و داد بود ، قوم ارشلو ، در زمان سردارى و حكومت او از جادهء اطاعت و انقياد تجاوز نمىنمودند و طريق خلاف و عناد بقدم جرأت و بيراهى نمىپيمودند . بعد از فوت آن امير نيكو نهاد ، بعضى از اولاد امجادش سر از ربقهء طاعت و اعتقاد كشيده بنياد بىاندامى كردند و ارادهء خود كامى پيش گرفتند و بتقريب اين كه خود در مواضع بلوك لنجان املاك داشتند ، ملك بسيار از مردم بعنف و تعدى گرفته داخل املاك خود ميكردند و هنگام ارتفاع محصول ، يكمن اجناس بشريك و بازيار و اكره ، با آنكه مصالح الاملاك نداده بودند نميدادند و اگر يكى از رعايا حرفى شكايت آميز بر زبان مىآورد ، آنچه داشت بغارت مىبردند و سر نيز در معرض تلف بود . با اين اوضاع اراده فرمودند كه بمظاهرت و معاونت غلامان ، لواى طغيان و علم عصيان برافرازند و باتفاق ، در آن شهر و ولايت بلوازم قتل و غارت پردازند كه درين وقت امراى مذكوره با سپاه منصور ، بىخبر بر سر ايشان رسيدند و تا آن جماعت بر خود مىجنبيدند ، بر گرد ايشان درآمده مركزوار احاطه كردند . امّا جمعى ديگر از آن قوم كه در محال پراكنده شده بودند چون اين خبر شنيدند ، بطريق دد و دام اجتماع نموده در مقابل صف كشيدند و در موضعى كه بباغ رستم مشهور است ، التقاء فريقين وقوع يافته ، آن دو سپاه كينه خواه مستعد