محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
226
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
تخت پادشاهى گرديده ثانيا حكم مطاع شرف نفاذ يافت كه حكومت پناه شجاعت دستگاه مرشد قلى سلطان ولد ولى خليفه و عليقلى سلطان ذو القدر مهردار ، كه هر يك حاكم بعضى از دار المؤمنين قم و توابع بودند بمظاهرت و معاونت حسن سلطان و طهماسب قلى بيگ رايت توجه برافرازند و بهيچوجه تساهل و تجاهل جايز نداشته « 1 » هر چند زودتر آن بلده را از تصرف تركمان انتزاع نموده اهالى كاشان را از شر ظلم اهل طغيان و عصيان خلاص سازند و امراى مشار اليهما ، به ظاهر آن بلده رسيده باتفاق يكديگر با سپاه تركمان مكرر محاربات مردانه كرده كار بر متحصنان تنگ ساختند و مرشد قلى سلطان در آن معركه كارهاى نمايان بظهور رسانيده لشكريان بمظاهرت او علم اقتدار برافراختند و سپاه تركمان چند روز بعزم رزم از شهر بيرون نيامدند ، بلكه از جاى نجنبيدند . درين اثناء پير غيبخان زبان سرزنش بر ولى سلطان دراز كرده به او گفت تو با ده هزار كس از مردان كارزار ، درين حصار گريخته و خاك بىغيرتى بر فرق روزگار بيختهاى . با چنين لشكر آراسته كه تودارى از مردى و حميّت نيست كه بدين نوع زبون شوى ، معهذا من با پنج برادر و دويست استاجلو ، به تو ملحق گشتهايم ، نزديك شد كه ناموس ما را هم بباد دهى . ولى سلطان ، بعد از شنيدن اين سخنان دست غيرتش گريبان گرفته روز ديگر باتفاق پير غيب خان از شهر بيرون آمد و در آن روز پر بيم محاربهاى عظيم بوقوع انجاميده بسيارى از مبارزان طرفين ، در آن عرصهء هلاك بر خاك افتادند و خيلى از بهادران از آن ميدان ، قدم بعرصه عدم نهادند . نظم ز بس كشته افتاد از آن كارزار * تو گفتى كه آن دشت شد كوهسار بهرجانب از كشتهها پشته بود * بهر سو يكى پشته از كشته بود
--> ( 1 ) - م : ندارند .