محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
217
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
برد و چون روز شود به طرفى رفته جان بدر برد . چون بميان آن جماعت درآمد ، در اثناى تردد پايش بطناب خيمه برآمده اهل خيمه خبردار شده بيرون دويدند و آن بىدولت را گرفتند و شب تاريك بود او را نشناختند ، هر چند پرسيدند كه تو چه كسى هستى هيچ نگفت او را بر ستون خيمه پيچيدند و ايشان جماعتى بودند كه مصحوب نعش مغفرت دليل شاهزاده بىعديل متوجه دار الارشاد اردبيل بودند . على الصباح آن مردود رو سياه را شناخته بدرگاه نواب جهان پناه بردند و احوال او را عرض نموده ، نواب او را بحضور خود طلبيده و هر چند ازو استفسار كرد كه اين عمل چرا كردى و بتحريك كدام ظالم جاهل مرتكب اين فعل قبيح گشتى ، اصلا بجواب لب نگشود . نواب اعلى ، از غايت [ 120 ] اعراض كاردى كشيده برو زد و جمعى كه حاضر بودند آن سگ حرامزاده را پاره پاره ساختند . ذكر بعضى از وقايع على سبيل الايجاز در آن ايام فرح انجام كه نواب شاهزاده گيتى پناه ، شجاعت دستگاه ، از مهم تركمان و تكلو فارغ گرديده ، خاطر بيضا مآثر از رهگذر آن گروه خايب و خاسر مطمئن ساخت ، پرتو نيّر التفات بر صفحات احوال اهالى مملكت همدان و توابع انداخت و حكومت آن ولايت را نامزد ايالت پناه پير غيب خان استاجلو فرموده سر رفعتش به اوج سپهر برافراخت و خان بلند مكان به استقلال هرچه تمامتر متوجه آن ولايت كه عمدهء ممالك على شكرست گرديده ، بعد از وصول بر مسند حكومت متمكن گشت و لواى عدالت گسترى و رايت رعيت پرورى بدست اقتدار مرتفع گردانيده صيت استيلايش از فلك گذشت . در آن ولا ، ولى سلطان ولد محمد خان ، از آثار بأس و سطوت شاهزادهء سكندر صولت ، انديشه نموده كاشان را گذاشته به طرف ولايت مازندران رفته بود . فرمان