محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

210

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بكسب حصول آداب فروسيت « 1 » و وصول اسباب رزم آزمائى و شجاعت صرف ميفرمود ، و با آنكه درين باب حرفى بطريق تعليم از كسى نشنود و صفحهء درسى نزد معلمى نگشود ، به يمن جهد و كوشش و حسن سعى و دانش ذاتى ، در فنون شجاعت مرتبهء اجتهاد حاصل كرده در سن هيجده سالگى قصب السبق از كاملان عرصهء شجاعت و فارسان مضمار شهامت ربود ، در هنگام سوارى يكه سوار اين سبز مضمار غاشيهء زرنگارش از پى تحصيل شرف ، بر دوش كشيدى و گاه تيراندازى رامى قوس فلك ، تيرهاى شهاب مانند او را بمنزلهء سهم السعاده دانسته ، از زمين برچيدى و در حين اشتغال بلعب چوگان بازى سپهر چوگانى ، گوى زرين خورشيد و صولجان سيمين هلال به رسم نياز بر سر جايگاه آوردى و در اوان نبرد ميدان و زمان طريد و جولان سماك رامح به نيزه‌دارى او مباهات كردى ، و بهرام تيغ گزار شمشير آتشبار صاعقه آثارش بر كتف افتخار [ 116 ] نهادى و در روز معركه ، به آداب جدال و آيين كارزار و قتال ، آبروى ابطال رجال ، در دم خاك وجودشان بباد عدم بردادى و در ايام انعقاد صحبت و مجلس آرائى و هنگام ترتيب بزم عشرت ، « 2 » فضاى بهشت آساى بارگاه سپهر اشتباهش از وجود جوانان خورشيد عذار و خوبان مهوش و خواننده‌هاى خوش آواز و سازنده‌هاى نغمه پرداز غيرت فزاى بزم جمشيد و طرب سراى ناهيد [ مينمود ] . چو آراستى بزم عيش و نشاط * يكى محفلى بود جنت بساط مغنى و مطرب ببانگ سرود « 3 » . . . . . آغاز رود فرود آمدى از سپهر كرى * مه و زهره از بهر خنياگرى بگردش در آن بزم جنت اثر * مه و مهر چون ساغر سيم و زر درو ساقيان رشك غلمان و حور * به كف جامها از شراب طهور . و به يمن طالع همايون و قوت دولت روز افزون ، روز بروز بر معارج استعلا صعود

--> ( 1 ) - م : فروصيت ( 2 ) - م : عشرت و ( 3 ) - هر دو نسخه افتادگى دارد