محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
211
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
مينمود تا به اعلى مرتبه وكالت نفس پادشاه مؤيد شاه سلطان محمد كه والد « 1 » بزرگوار عاليمقدارش بود بمزيد ، علوشأن و رفعت مكان اعتبار يافته ، بر سرير اختيار متمكن گرديد و اگرچه ذات ملك صفاتش به سمت مرتبهء وكالت موسوم مينمود ، اما فى الحقيقه ، پادشاه جهان على الاطلاق و فرمانفرماى ممالك ايران باستحقاق ، نواب والاجنابش بود و چون نواب همايون اعلى ، بنابر مقدمات سابقه كه رقمزدهء كلك بيان گرديده ، اكثر اوقات را باشتغال صحبت و ارتكاب لوازم عيش و عشرت گذرانيده كم ملتفت سرانجام امور سلطنت ميگرديد ، امراى نامدار و اركان دولت جهان مدار ، باميدوارى تمام دلها بر ولاى او مقصور « 2 » و جانها بر وفاى او محصور ساختند وربقه اطاعت و انقياد شاهزادهء عدالت پناه را بدست اخلاص و اعتقاد ، در رقبهء محبت و و داد انداختند و در جميع مواد ، متابعت و موافقتش را لازم داشته امكان مخالفت را مدخل نميدادند ، و هر حكم كه از موقف جلال شاهزادهء سكندر همال شرف اصدار مىيافت ، همگنان سر اطاعت بر خط فرمان مىنهادند و از پرتو آفتاب التفاتش ، كوكب اقبال بعضى از امراى بلند جناب بذروهء مراتب جاه و جلال صعود نموده و بدرجهء كمال رفعت شأن ترقى كرده در فضاى سلطنت رايت تكبر و لواى تجبر برافراشتند تا به حدى كه نظام مهمات سركار سلطنت و انتظام امور مملكت بزأى و اراده خود منوط و مربوط مىپنداشتند و نواب شاهزادهء شجاعت آثار ، همواره بمعاونت و استظهار امراى ذو الاقتدار و غازيان نصرتنشان جلادت شعار ، رايت جهاد و لواى اجتهاد افراشته با دشمنان دين و مخالفان طريق يقين ، ابواب مقابله و مقاتله مفتوح مىداشت تا در آن اوان كه مواكب كواكب « 3 » مراتب پادشاه وافر مناقب ، بدفع و رفع سپاه يأجوج هجوم روم ، در ممالك آذربايجان و ولايت قراباغ و اران ، با تاتاريان ، رايت جدال و قتال مرتفع ميساختند ، سلاطين و حكام آن حدود بعضى
--> ( 1 ) - م : ولد ( 2 ) - د : منصور ( 3 ) - د : كواتب .