محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
179
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
نمود . اما هيچ فايده بر آن كلمات مترتب نگرديد و نتيجهاى از آن مقدمات بظهور نرسيد و سولاق حسين چون ديد كه دل فولاد ايشان سوهانگير و سمع فؤادشان نصيحت پذير نيست ، بنابر مصلحتى خفيه با امراى ثلاثه همداستان گشته مقرر شد كه بولايت خود رود و خيل حشم و حواشى و خدم را برداشته به همدان آورد و يكى از آن چهار ركن خانهء نفاق ، بمحافظت ايل و ايماق در همدان اقامت نموده باقى باتفاق ، بعزم كينه و ستيز بجانب دار السلطنه تبريز توجه نمايند . بعد از اين مقدمه قرار داد كه سولاق حسين روى بولايت خود نهاد ، چون وليخان كينهء ديرينه ازو در سينه داشت رفتن او را حمل بر نفاق و خلاف كرده ، چند كس از عقب او روانه ساخت و آن جماعت به يكديگر رسيده آغاز مجادله كردند و تيرى بر چشم سولاق حسين خورده خود را از آن مهلكه بقلعه رسانيد . پس از چند روز ، ولد وليخان كه به على پاك مال شهرت داشت ، با تحفهاى چند بطريق اخلاص و اشفاق نزد سولاق آمد و بمعاذير دلپذير دفع مادهء كدورت نموده بافسانه و افسون آن امير صافى ضمير را بحضور پدر رسانيد و وليخان بعد از تلاقى ، بتلافى آن قيام نموده « 1 » مراسم محبت و و داد و قواعد الفت [ 99 ] و اتحاد از درجهء امكان گذرانيد و بحسب ظاهر آنقدر ملايمت و خاطر جوئى كرد ، كه آن سليم القلب اعتقاد كرد كه وليخان از آن اعمال بغايت نادم و پشيمان و از آن افعال بىنهايت خاطر پريشان است . بنابرين ، خاطر من كل الوجوه از جانب او مطمئن ساخت ، تا به حدى كه با يك ملازم به منزل او آمد و شد مينمود . پس از آن ، وليخان با بعضى از مقربان خود كه « 2 » بعدم مروت و حقيقت موصوف بودند مقدمه كرد تا در هنگام فرصت يكى از آنها اساس حيات آن امير حميده صفات را از مستقر ثبات انداخت و سولاق حسين
--> ( 1 ) - د : تلافى قيام آن نموده . ( 2 ) - د : كه خود