محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
174
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
از اوج فلك آبنوس برگذشت . شيران بيشهء وغا و دليران زرين كلاه آهن قبا ، از طرفين روى بعرصهء شور و شين آورده مركبان سبك خيز را بمهميز ستيز از جاى برانگيختند و گرد فتنه [ 96 ] و آشوب ، از ضرب سم باد پايان زمين كوب از فضاى عرصهء كارزار ، بر سرو بر روزگار يكديگر مىبيختند ، و كمانهاى هلال مثال بر سر چنگ آورده بنوك پيكان تير اجل تأثير حرف زندگانى از لوح وجود ستردند و به زبان افعىنشان سنان آتش فشان ، زبانهء آتش قتال اشتعال داده نقش خرمن حيات ، از سطح هستى بردند و چون به مجرد آمد و شد سهام جگر دوز و كارسازى سنان آتش افروز ، مهام مخالفان بد روز فيصل پذير نگرديد ، غازيان مجاهد و صوفيان صافى عقايد ، تيغ انتقام از نيام آرام كشيده ، بىمحابا برايشان تاختند و بضرب حسام خارا شكاف و مرصام برق اتصّاف ، چاكها در لباس بدن پردلان معركهء امصاف « 1 » افكنده بسيارى را به خاك و خون انداختند و آنجماعت نيز ساعتى پاى ثبات و قرار بر زمين تمكّن و وقار استوار داشته به قدر مقدور بمدافعهء سپاه منصور پرداختند . در آن اثنا ، شاهزادهء صاحبقران مانند سيل غرّان كه از فراز روى به نشيب آورد ، يا صرصر دمان كه در فصل خزان بر برگ رزان وزد ، شمشير ذوالفقار تأثير از قراب عتاب آخته بر صفوف مخالفان موقوف تاخت و خيلى از بهادران آن لشكر كينهور را به نيروى بازوى صفدرى و قوّت شجاعت حيدرى ، بر خاك هلاك انداخت . بهر طرف كه روى مىنهاد ، راهى بوادى عدم برايشان ميگشاد و بر هر كه حمله ميآورد ، بيك راندن ، شخص حياتش را از زندان بدن رهائى ميداد . پس از آن ، غازيان شجاعتنشان بيكبار بر آن جمع پريشان بهيأت اجتماعى حملات متواتر و صدمات متوافر آورده سلك انتظام آن جماعت بد سرانجام را از
--> ( 1 ) - م : مصاف .