محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

175

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

هم گسسته بساط جمعيت ايشانرا در نورديدند و نداى نصرت انتماى « 1 » « وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ » « 2 » به گوش مجاهدان آگاه رسيده و مؤداى بشارت فزاى « إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ » « 3 » شنيده برؤيت ماه طلعت شاهد فتح و ظفر فايز و ديده ورگرديدند و باستماع اين بشارت فرح اشارت ، آثار بهجت و سرور بظهور رسانيده غايت كشش و نهايت كوشش بجاى آوردند . غنچهء مراد غازيان مجاهدان معتقد ، در چمن اميد ، از هبوت رياح « وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ » « 4 » شكفتن آغاز كرده مقام مقصودشان معطّر گشت و عثمان پاشا چون مخايل شكست و دلايل عجز لشكر پست خود را درست كرد ، بموجب كريمهء « سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ » « 5 » روى گردان شده ، پشت بر معركهء جنگ كرده ، از سر نام و ننگ در گذشت و با بقيهء سپاه بصوب حصارى كه محل متحصّن و قرارگاه ايشان بود روى نهادند و من بعد از آن قلعهء استوار ، قرار بيرون آمدن با خود ندادند . نظم چو بر خيل اعدا شكست اوفتاد * سرافراز آن خيل پست اوفتاد شكستند آن لشكر بحر جوش * كه بودند جنك‌آور و كينه كوش مخالف پراكنده همچون غبار * بهرسو دو صد كشته افتاده خوار يكى خورده بر فرق شمشير كين * دو پيكر چو زين مانده روى زمين يكى بر كمر خورده تيغ هلاك * يكى نيمه بر اسب و ديگر به خاك يكى را نه سر بود و نه پاى و دست * چو مشكى پر از باده افتاده پست ز بس سر در آن عرصه‌گاه فراخ * شد آن دشت كين وادى سنگلاخ بهر سو كه مركب شدى راه جوى * ز بس سنگ مركب فتادى به روى

--> ( 1 ) - د : احتماى . ( 2 ) - سورهء 3 آيهء 127 . ( 3 ) - سورهء 8 آيهء 19 . ( 4 ) - سورهء 12 آيهء 87 . ( 5 ) - سورهء 54 آيهء 45 .