محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
167
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
قوم ضال ، بل مضل آن فرقهء ضلال « 1 » گشته بصوب مقصد لواى توجه برافراشتند و منهيان درگاه جهان پناه ، بتوسط محرمان بارگاه فلك اشتباه ، اين مقدمات موحش و حكايات مستوحش را بنوّاب مستطاب و خدّام شاهزادهء جلالت انتساب معروض داشتند و بعد از اطلاع ، فرمان مطاع لازم الاتباع شرف صدور يافت كه رايات آفتاب شعاع بجانب روم و روميان غشوم ارتفاع داده مواكب كواكب مراتب ، در ظلال رايات فتح آيات ، انتهاض نمايند و طريق مجادله با خصوم پيموده ابواب مقابله و مقاتله بر آن گروه جهول ظلوم بگشايند و بعد از طى آن مسافت پر آفت ، در حوالى چغور صعد ، قراول موكب همايون به چرخچى روميان باز خورده جنگى سخت كردند و شكست بر روميان افتاده و جميع اسباب و جهات از دست داده طريق هزيمت غنيمت شمردند و چون عثمان پاشا معلوم نمود كه موكب ظفر ورود در سايهء علم فتح پيرايه از تبريز نهضت فرموده باستصواب مقصود شرارت مآب از راه ديگر متوجه تبريز گرديد و چون بنواحى آن بلده رسيد ، اهالى شهر كوچه بند كرده نگذاشتند كه روميان بىتحاشى به تبريز درآيند و سپاه روم در خارج شهر نزول كردند و تبريزيان بنياد جنگ و جدال كرده تا رسيدن عثمان پاشا بسيارى از لشكريان روم را بقتل آوردند و چون در اردوى معلّى ظاهر شد كه عثمان پاشا از راه ديگر لواى توجه به تبريز برافراخته شاهزادهء شجاعت پناه از آن موضع جلو انداخته بايلغار متوجه گشتند و چند كس از امراى سپاه و لشكريان ظفر پناه را پيش فرستادند تا كيفيّت حالات سپاه روم معلوم كنند و زبان گيرى ، كرده واضح شد كه عثمان پاشا در ظاهر تبريز اقامت دارد و او نيز چند كس از پاشايان معتمد را با لشكر جرّار بخبرگيرى مأمور ساخته اين دو گروه صاحب شكوه در موضع و اسفنج به يكديگر [ 93 ] رسيده حربى در غايت صعوبت دست داده و اين نوبت نيز بيمن اقبال
--> ( 1 ) - د : حلال . م : جلال .