محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

168

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

شاهزادهء سكندر همال ، غازيان بهرام قتال بديدن پيكر فتح و ظفر مسرور گشته مظفّر و منصور روى به اردوى جهانجوى نهادند اما بسيارى از لشكريان نصرت عنان نيز در آن معركه بر خاك هلاك افتادند و نوّاب شاهزادهء سپهر ركاب از و اسفنج باستقلال تمام با سپاه بهرام انتقام به تبريز آمده در يكجانب شهر نزول اجلال واقع شد . چو روز دگر مهر عالم نورد * برآمد بر اين طارم لاجورد ، برافراخت اعلام گيتى فروز * شب ظلمت آسا بدل شد بروز چو چشم بتان فتنه بيدار شد * به خون ريختن بر سركار شد . روز ديگر كه خسرو ثوابت و سيّار بعزيمت هزيمت سپاه ظلام اعلام زرنگار برافراخت و باشعهء انوار ماه علم ارقام شب ظلمت سلب را از صفحهء روزگار بىاعتبار محو ساخت ، دليران تندخوى مرد افكن و بهادران جنگجوى صف شكن ، مركبان ظفر عنان از جاى برانگيخته بعزم رزم روى بميدان كارزار نهادند و صفها آراسته و ميمنه و ميسره را بوجود شيران بيشهء هيجا و نهنگان لجّهء وغا پيراسته هر يك در مقام خود استادند و از آن طرف نيز روميان فتنه انگيز به قصد ستيز و خونريز از جاى برآمده از طرفين صداى كوس حربى و ناى رزمى زلزله در زمين و زمان انداخت و صهيل « 1 » باد پايان و سورن و فغان نبرد آزمايان ، بفلك رسيده گوش ساكنان گردون را كر ساخت . گاه بطعن نيزهء خطّى ، خط وجود متهوران عرصهء پيكار از لوح روزگار مىستردند و گاه از ضرب حسام خون آشام ، نهال آمال متكبّران معركهء كارزار را در چمن اعتبار از بيخ و بن برمىآوردند . آخر الامر ، سپاه طرفين ، بيكبار از جاى برآمده بر هم ريختند و بباد حملهء كين ، خاك آن زمين را به خون يكديگر برآميختند و آن جنگ و ستيز و فتنه و خونريز در حوالى باغات تبريز وقوع يافته

--> ( 1 ) - م : سهيل .