محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

157

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

باندك فسادى كنندش چنان * كه سوى عدم رو نهد در زمان . ذكر مجملى از كيفيت حالت و شمه‌اى از آثار حشمت و جلالت امير خان و بيان كشته شدن او به تيغ نفاق امراى رفيع مكان و عدم التفات شاهزادهء سكندرنشان نوّاب امير خان كه آباء و اجداد عالى مكانش پيوسته در بارگاه عرش اشتباه سلاطين كامكار و خواقين عاليمقدار بر مسند عزّت و حكومت از روى استيلا و استقلال متمكّن بوده و هميشه منظور انظار تربيت پادشاهان ملك آراى و خسروان گيتى گشاى گشته گوى مسابقت از همگنان بصولجان مصادقت ربوده‌اند و امير خان در ايام ميمنت انجام و زمان جهانبانى و كشورستانى حضرت شاه دين - پناه مشمول اثر مكارم خسروانه و منظور نظر مراحم پادشاهانه گرديده ، بمناصب بلند و ايالت و امارت ممالك ارجمند و اشتغال بمهمّات دلپسند ، بين الاكفأ و بين - الاقران سرافراز گشت و نوّاب شاه دين پناه آنمقدار توجه بجانب او داشت كه احيانا اشعار مناسب در تعريف خان عالى مراتب بر زبان مباركش ميگذشت و اين مقدمات موجب فرط استيلا و باعث كمال استقلال او گرديد . اعتلاى شأنش بدرجه‌اى رسيد و ارتقاى مكانش بمرتبه‌اى انجاميد كه در زمان فرماندهى و اوان پادشاهى نوّاب شاه اسمعيل ، در نهايت تمكن و استقرار و غايت تجبّر و استكبار سلوك ميفرمود و پادشاه جم جاه ، با وجود كمال بأس و سطوت و افراط كبريا و نخوت ، نسبت بخان رفيع الشأن جانب عزّت و رعايت نموده و شيوهء تعظيم مرعى داشته ابواب التفات بر روى اعتبارش مىگشود و اگر اتفاقا بارتكاب بعضى از امور كه مناسب طور ارباب دين و دولت و شايستهء مراتب اصحاب ملك و ملت نبود « 1 » مأمور ميگرديد ، مرتكب آن نگشته از سخط و غضب شهريار سكندر

--> ( 1 ) - م : نبوده .