محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

158

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

حسب ، انديشه نمىنمود و اگر به ترك مأموريه در موقف اعتراض پادشاه مرتاض حاضر ميشد ، از روى اقتدار بمعرض جواب درآمده توجيهات ملايم و تأويلات مناسب بىدهشت ضمير و بىوحشت خاطر خطير بعرض ميرسانيد و خسرو سكندر اوصاف ، از جادهء انصاف اعتساف نفرموده از مقام تعريض « 1 » ميگذشت . حاصل كه امير خان از ابتداى دولت و كامرانى ، تا انتهاى حكومت و زندگانى ، پيوسته در كمال حشمت و عظمت گذرانيد روز بروز درجات اعتبارش رفيع‌تر ميگشت ، تا در ايام سعادت اتّسام پادشاه فريدون مسند شاه سلطان محمد ، رايت مرتبهء عليّه‌اش از اوج سپهر برگذشت و بايالت و امارت كل ممالك آذربايجان ، از سر حد ابهر و سلطانيه تا اقصى ولايت اران سرافراز گرديده زمام مهام آن كشور از جزئى و كلى و ملكى و مالى به كف كفايت و قبضهء درايت آن عدالت گستر درآمد و بتشريفات فاخرات پادشاهانه از تاج مرصّع و كمر و چارقب مزّين به در و گهر و ساير تجملات خسروانه از جميع اكفا و اقران بل تمامى سلاطين عظيم الشأن بر سرآمد و خان فلك آستان در كمال استقلال رايت قمر شعاع بجانب آن كشور جنّت بقاء ارتفاع داده با شأن و شوكت بىنهايت سايهء وصول به دار السلطنهء تبريز انداخت [ 88 ] و ساكنان آن خطهء بهشت رتبت و قاطنان آن بلدهء فردوس زينت ، بمراسم استقبال قيام نموده ، اكابر و اشراف و عامهء اهالى و اصناف ، بشرف دست بوس تشرّف جسته خان عالى منزلت جمهور خلايق را بدستور لايق نواخت و پس از تمكّن بر مسند ايالت و فرماندهى ، لواى حكومت و عدالت افراشته بجانب مهمّات ملكى توجه فرمود و اكابر عظام و اهالى ذوى الاحترام و ساير مقيمان از خواص و عوام را در ظلال جناح هماى رأفت و انصاف جاى داده از تاب آفتاب جهانسوز جور و اعتساف محافظت نمود و برشحات

--> ( 1 ) - م : تعرض .