محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
146
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
نمودى ز تدبير با اعتبار * بهم جمع اقليم زنگ و تتار كشيدى و گر تيغ تيز از غلاف [ 81 ] * شدى منقطع راه و رسم خلاف بيك حمله ز آن تيغ گوهر نگار * جهان گشتى آراسته چون نگار و صاحب خيل و حشم و ناصب طبل و علم گرديده عدد ملازمان خاصهاش پنج - هزار سوار و پياده بقلم آمده ثبت دفترش بود كه مواجب ميداد و شرح كميّت اسباب و جهات و كيفيّت نفايس و متكلفات سركارش چون از احاطهء دايرهء فكر محاسب خيال بيرون و از انحصار گمان و وهم ذو فنون افزون بود ، قلم بلاغت رقم زبان تعرّض بمجملى از تفصيل آن در كام عجز و اضطرار كشيد و در حينى كه ملكهء بلقيس - شعار با شاهزادهء شجاعت آثار و امراى رفيع مقدار ، با بسيارى از سپاه خونخوار بجنگ تاتار تيره روزگار به قراباغ اران رفتند ، نوّاب امارت مآب آصفجاه در آن اوان كارهاى نمايان كرده گاه از حسن تدبير عالمگير ، روز تاتاريان را چون شب تار مىساخت و گاه از ضرب شمشير اجل تأثير ، رخنهها در سدّ يأجوج صفتان مىانداخت . تا آنكه بسعى و اهتمام آن جناب و كرّ و فرّ غازيان شجاعت انتصاب تاتار خان اسير سرپنجهء تقدير گرديده و بدست تسلط و اقتدار و يمن اقبال شاهزادهء عاليمقدار ، بساط جرأت تاتاريان در نورديد . و چون بنا بر تقدير مالك الملك قدير و ارتفاع كوكب بخت بيضا نظير ، بشرف مصاهرت شاهزادهء وافر شوكت مشرّف و سرافراز گشته رتبهاش باعلا مرتبهء رفعت رسيده بود ، طاير نخوت و تكبّر و شنقار عجب و تجبّر در پيشگاه كاخ دماغش آشيان كرده با امراى عظام و اركان دولت ابد - انجام ، بوجه ملايم و طريق مناسب سلوك نمينمود و از غايت اغترار و استكبار ، با آن جماعت سبيل مصادقت و مخالصت نمىپيمود و در وقتى كه موكب ظفر عنان به جهت تأديب و تعذيب على قليخان والى دار السلطنهء هرات سايهء وصول بر ظاهر