محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
147
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
قلعهء تربت انداخته با مرشد قليخان يكان لواى جنگ و جدال و رايت خونريزى و قتال افراخته بودند ، در آن مدت مكرّر با آن لشكر جنگهاى نمايان كرد و با آنكه امراى عظام در آن ايام در فتح آن حصار نهايت اقتدار بظهور رسانيدند ، چون كارى از پيش نرفت خود را از آن وادى گذرانيدند ، امارت پناه آصف جاهى تعهد آن حصار نموده با ملازمان خاصهء خود جنگ انداخت و سورن شاهى سون به گوش اهالى آن انجمن رسانيده بعضى از لشكريان موكب ظفرنشان متابعت او نموده رايت جدال و قتال برافراخت و چون امراى عظام با آصف عالى مقام طريق خلاف و نفاق مىسپردند ، درين قضيه با او اتفاق نكردند و مطلقا دست بآلات حرب نبردند و جناب آصفجاهى كارى از پيش نبرده خجل و منفعل بمقام خود بازگرديد و امراء با وجود تأخير و تقصير طعنهها برو زده سرزنشهاى دلكوب كردند و او امراى مذكور را مخاطب و معاتب ساخته سخنان درشت تعرّض آميز و كلمات فحش عناد انگيز بر زبان آورده همه را بكشتن تهديد و تخويف نمود و آن جناب برغم امرا با مرشد قليخان صلح كرده از ظاهر قلعهء تربت برخاستند و به قصد استيصال نهال اقبال و قلع و قمع شجرهء آمال على قليخان لشكر آراستند . القصه امراى عظام كه عمدهء ايشان قورچى باشى و شاهرخ و محمد خان و غيرهم بودند ، در تربت قرار قتل نوّاب آصفجاهى داده ، كمر بكشتن [ او ] بستند و انتهاز فرصت مينمودند ، تا وقتى كه موكب نصرت صفات در دار السلطنهء هرات نزول اجلال فرمود ، [ 82 ] امرا فرصت يافته در شهر شوّال سنهء احدى و تسعين و تسعمائه بكشتن او پرداختند و اعضاى او را بعوض مالش بر يكديگر قسمت نموده هر يك از امرا عضوى از آن وزير بىنظير صائب تدبير را به تيغ بيدريغ از هم جدا - ساختند و چون قورچى باشى در كشتن او بيشتر و پيشتر از ديگران غلّو داشت ، در آن شب كه او را كشتند ، سر او را از بدن جدا كرده و در سبدى نهاد و برسم