محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
126
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
حزم كرده ولد بزرگتر خود شاهوردى بيگ كه در آن ولا قورچى شمشير خاصهء شريفه بود ، باسواد حكم به هرات فرستاد كه استمزاج خان رفيع مكان نموده صورت مهم را تحقيق نمايد . پس از وصول ، چون خان عاليشأن بر مضمون حكم مطاع لازم الاتباع اطلاع يافت ظاهرا اطاعت حكم كرده ، نسبت بشاهوردى بيگ [ 70 ] مراسم تعظيم و تكريم بظهور رسانيد و شاهوردى بيگ مقضى المرام [ بجانب ] والد عاليمقام مراجعت نموده صورت حال و كيفيت احوال را عرض نمود . اما على قليخان باغواى مرشد - قليخان يكان و اقواى « 1 » بعضى ديگر از حكام خراسان [ كه ] با خان جلالت مكان طريق موافقت و مخالصت مىپيمودند ، قرار سركشى و خلاف داده مقرّر داشتند كه چون ولى خليفه بحوالى قاين رسد ، او را مانع شده نگذارند كه به آن ولايت داخل شود و چون ولى خليفه كيفيت اطاعت خان رفيع منزلت از زبان فرزند سعادتمند استماع نمود ، باستظهار تمام با اولاد و اتباع و خدم و حشم ، علم توجه بجانب مقصد ارتفاع داد و آنچه از حاكم هرات به او رسيد ، محمول بر صدق ساخته همه را راست پنداشت و در طى مكان استعجال نموده چون يك دو منزل از ولايت ترشيز گذشت ، جمعى كثير در مقابل ديد ، به گمان آنكه مردم به قصد استقبال مىآيند خليفه بتأنى و تمكين تمام مركب ميراند ، تا وقتى كه تباعد بتقارب انجاميد معلوم شد كه پولاد « 2 » خليفه و محمود سلطان صوفى اغلى به جهت مانع شدن خليفه از دخول قاين بر سر راه آمدهاند و بعد از گفت و گوى بسيار از طرفين مهم بفتنه و شين منجر گشته نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت و بباد حملههاى متعاقب خاك وجود يكديگر به هوا بردادند . در اثناى جنگ و كوشش مردان با فرهنگ ، تفنگى بر خليفه خورده از پاى درافتاد و قشونش بهم آمده اجتماع ايشان بافتراق مبّدل گرديد و محمود سلطان كه
--> ( 1 ) - م : اغراى . ( 2 ) - د : پولا .